تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 771

مساهمون:

ص٧٧١
تأمين منافع انسان و سبك كردن رنج‌هاى او ، به تسخير او درآورده است .
وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها وَ زِينَةً .
پس از آن‌كه خداوند فايده‌هاى سه‌گانهء چهارپايان را بيان كرد ، اكنون به فوايد اسب و استر و خر اشاره مىكند و مهم‌ترين آنها عبارت است از : سوار شدن و زينت در آن‌زمان .
وَ يَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ
اين جمله را هركس برطبق اقتضاى عصر و زندگى خودش تفسير كرده است . برخى از مفسران پيشين گفته‌اند : مراد آن است كه خداوند آن‌قدر از حيوانات و گياهان و جمادات آفريده است كه مردم از تعداد آنها آگاهى ندارند . طبرى مىگويد : معناى اين جمله آن است كه خداوند براى بهشتيان ، انواع نعمت‌ها را مىآفريند و براى دوزخيان ، انواع عذاب‌هايى را كه هيچ چشمى آنها را نديده و هيچ گوشى نشنيده و بر قلب هيچ انسانى خطور نكرده است . برخى از مفسران جديد و از آن جمله شيخ مراغى ، مىگويند : « اين جمله به هواپيما ، ماشين و امثال آن اشاره دارد » . معناى مناسب به نظر من براى اين جمله ، آن است كه خداوند پس از آن‌كه اين سودها را بيان كرد و بر بندگانش منّت نهاد ، فرمود : اين نعمت‌ها اندكى از بسيار است و منافع ديگرى نيز هستند كه شما نه از آنها آگاهى داريد و نه مىتوانيد آنها را بشماريد كه از جملهء آنها هواپيما و ماشين را مىتوان برشمرد . به بيانى ديگر : جملهء
« يَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ »
، همانند اين سخن خداست :
« وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها »
: « اگر بخواهيد نعمت‌هاى خدا را بشماريد ، نمىتوانيد » . شعرانى در « ميزان » خودش از ابو حنيفه نقل كرده كه گوشت اسب حرام است . و از مالك و ابن حنبل نقل كرده كه حلال است . امّا خوردن گوشت استر و خر ، از ديدگاه شافعى ، ابو حنيفه و ابن حنبل ، حرام و از ديدگاه مالك مكروه است . شيعه اماميّه مىگويد : گوشت اسب ، استر و الاغ حلال است ، لكن كراهت دارد .
وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ .
« على » در اين‌جا براى وجوب است نظير آيهء 12 از سورهء الليل . معناى اين سخن خدا چنين است : خدا بر خود واجب كرده است كه راه
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 771 | محمد جواد مغنية