تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 706

مساهمون:

ص٧٠٦
مىبيند ، فروبسته نمىشود . هطع : با شتاب و ترسان روآورد . مهطعين ؛ يعنى : مىشتابند به سوى خواننده . مقنعى رؤوسهم : جمع مقنع به ضمّ ميم و كسر نون و آن به كسى گفته مىشود كه بر اثر ترس ، سرش را زياد بالا مىبرد . لا يرتدّ اليهم طرفهم : از خوف و هراس ، چشم به‌هم نمىزنند . هواء : اين واژه در سخن خداوند : « و افئدتهم هواء » كنايه از اين است كه دل‌هاى آنان چيزى نيست . الزوال : انتقال

اعراب

« ليوم » بنابر حذف مضاف و در تقدير چنين است : « يؤخرهم لجزاء يوم او عذاب يوم » . « مهطعين » حال از ضمير « يؤخرهم » و همانند آن است « مقنّعى رؤوسهم » و همچنين است جملهء « لا يرتدّ » . « الناس » مفعول اوّل براى « انذر » و « يوم » مفعول دوم بنابر حذف مضاف : « عذاب يوم » . در اين‌جا روا نيست كه « يوم » ظرف باشد ؛ زيرا بيم دادن در قيامت نيست . « نجب » مجزوم به جواب طلب كه عبارت است از : « اخّرنا » . فاعل « تبييّن » محذوف و در تقدير چنين است : « تبين حالهم لكم » . « كيف » مفعول براى « فعلنابهم » . نحويون مىگويند : « كيف » جز مفعول ، يا حال و يا خبر ، چيزى واقع نمىشود .

تفسير

وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّما يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصارُ .
ظلم بر چند نوع است : 1 . كفر و شرك به خدا ؛