غرق شدن نجات دهد . خداوند در پاسخ او فرمود : « چيزى را كه نمىدانى از من سؤال نكن » . « 1 »
به بيانى ديگر : دعاى پيامبر ، تنها نشاندهندهء دوستى و علاقهء اوست . ترديدى نيست كه پيامبران دوست دارند كه تمامى مردم به حق ايمان آورند و به سوى آن هدايت شوند . با اين وجود ، خداوند به پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « تو هركس را كه بخواهى هدايت نمىكنى . خداست كه هركه را كه بخواهد هدايت مىكند و او هدايتيافتگان را بهتر مىشناسد » . « 2 » اگر تمام خواستههاى پيامبران تحقّق يابند ، بر روى زمين ، كافر و جنايتكارى باقى نمىماند و ديگر پيامبران الهى از كافران و جنايتكاران ، آنهمه شكنجه و آزار نمىبينند ، بهويژه سرور و آخرين آنها كه فرمود :
« هيچ پيامبرى همانند من اذيت نشد » .
رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ .
ضمير « انّهنّ » به بتها برمىگردد و معناى اين جمله چنين است : بسيارى از مردم به سبب پرستيدن بتها گمراه شدند ، چنانكه مىگويى : « المال اطغى فلانا ؛ فلانى به سبب ثروت ، سركشى كرد » . « فمن تبعنى » ؛ يعنى هركس از فرزندانم از من پيروى كند . « فإنّه منّى » او هم از جهت ديندارى و هم از جهت نسب از من است .
وَ مَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ .
هركس ابراهيم را نافرمانى كند ، وى از او بيزار است ، حتّى اگر از همهء مردم به او نزديكتر باشد ؛ زيرا هركس او را نافرمانى كند ، خدا را نافرمانى كرده است ، لكن ابراهيم - چنانكه كسى كه او را به عنوان خليل خود برگزيده ، توصيف كرده بسيار شكيبا و مهربان بود و به همين دليل ، براى گناهكاران ، خواه از نسل خودش و خواه از نسل ديگر ، تقاضاى عذاب نكرد ، بلكه امر آنها را به خدا و آمرزش و رحمت او واگذار كرد . روشن است كه خرد ، آمرزش مشركان را ناروا نمىداند ؛ چرا كه عذاب به خاطر اثر شرك ، حقّ خداست ، اگر
هامش
( 1 ) . هود ( 11 ) آيهء 46 .
( 2 ) . قصص ( 28 ) آيهء 56 .