به طور آشكار مىبيند ، مقايسه و تعيين مىكند و هرگاه به جهان طبيعت كه ما را به شناخت وقت راهنمايى مىكند بنگريم ، جز خورشيد و ماه نمىيابيم . خورشيد ، هميشه و در هرروز در حال حركت است و بر يك شيوه طلوع و غروب مىكند و در اين جهت ، هيچ تفاوتى ميان يك روز و روزى ديگر نيست و تمام آنچه ما به وسيلهء اين حركت خورشيد به دست مىآوريم ، همان تشخيص صبح و شام و ظهر است و اين موضوع ، هيچگونه ارتباطى به شناخت ماه ندارد .
امّا بر خلاف خورشيد ، كرهء ماه در روز نخست هرماه با شكل ويژهاى بر انظار پديدار مىشود و به وسيلهء همين روز است كه « ماه » را مشخص مىكنيم و زمانى كه ماه را شناختيم ، سال را هم مىشناسيم .
بر اين اساس ، تنها ماههاى قمرى است كه براساس سنتهاى طبيعى جريان دارند و نه ماههاى ديگر و به همين دليل ، خداوند وقت حج ، روزه ، عدّهء زنان طلاق داده شده و شير دادن را با اين ماهها تعيين كرده است . چنانكه وقت نمازهاى يوميّه را با خورشيد تعيين كرده ؛ زيرا تنها راه شناخت اجزاى روز همين است ؛ به عبارت ديگر خورشيد براى شناخت ساعتهاست و ماه براى شناخت ماهها و انسان اوليه هم بر همين اساس ، اوقاتش را حساب مىكرده است . رازى مىگويد : « شيوهء عرب از زمان نخست ، آن بوده است كه سال ، قمرى باشد و نه خورشيدى و اين قانونى است كه آن را از ابراهيم و اسماعيل به ارث بردهاند » .
در برخى تفاسير آمده است : حكمت اينكه خداوند حج و روزه را براساس ماه قمرى قرار داده آن است كه اين دو در تمام فصلهاى سال و اجزاى آن دور بزنند ، تا يك بار آسان و بار ديگر دشوار باشند . البتّه ، اين اجتهاد ، اصل و مدركى ندارد ، لكن هيچ مانعى هم از آن وجود ندارد ؛ زيرا هدف از آن ، اثبات حكم شرعى نيست ، بلكه منظور بيان مصلحت و فلسفهء حكمى است كه شرعا ثابت مىباشد .
مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ .
از اين چهار ماه حرام ، سهتاى آن پىدرپىاند : ذو القعده ،