تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
مىزنند و اينان بدتر از كافران و گمراه‌تر از آنان هستند . اين سخن خداوند : « فى ضلال بعيد » ، بدين معناست كه آنان آن‌قدر در منجلاب گمراهى و فساد فرومىروند كه به آخرين مرحلهء آن مىرسند .
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ .
از اين‌رو ، امّت آن پيامبر ، سخن او را مىفهمند و هدف رسالت او عملى مىشود . اگر يك زبان انسانى همگانى كه تمامى اقوام آن را مىفهميدند ، يافت مىشد ، هرآينه محمّد صلّى اللّه عليه و إله با همان زبان همگانى فرستاده مىشد ؛ زيرا او پيامبر خدا براى تمامى مردم جهان و در هر زمان و مكان است . شايسته است به تفاوتى كه ميان سخن خداوند : « و ما ارسلنا من رسول الّا بلسان قومه ؛ هيچ پيامبرى را نفرستاديم ، مگر به زبان مردمش » . و اين سخن : « ما أرسلنا رسولا الّا الى اهل لغته ؛ پيامبرى را نفرستاديم ، مگر براى همزبان‌هايش » وجود دارد ، اشاره كنم و آن اين‌كه در عبارت نخست ، هيچ مانعى ندارد كه پيامبر همگانى باشد و زبان او خاص . بر خلاف عبارت دوم كه نمىشود پيامبر همگانى باشد ؛ زيرا رسالت او تنها به مردم خودش منحصر مىشود . به تفسير آيهء 2 از سورهء يوسف نگاه كنيد .
فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ .
خداوند پيامبرش را به سوى بندگانش فرستاد ، تا آنان را از نادانى و گمراهى نجات دهد . بنابراين ، هركس به سخن خدا گوش فرادهد و از او فرمانبردارى كند ، وى هدايت يافته است و هركس كه از او روى برتابد و نافرمانى كند ، گمراه خواهد بود . بر اين اساس ، هدايت را بايد با فرمانبردارى از خداوند و گمراهى را با نافرمانى او سنجيد . اگر خداوند احكامى را تشريع نمىكرد و پيامبرانى را به منظور تبليغ اين احكام نمىفرستاد ، نه فرمانبردارى وجود داشت ، نه نافرمانى ، نه هدايت و نه گمراهى . لكن او احكامى را وضع كرد و پيامبر را فرستاد و ما از اين راه ، فرمانبردارى و نافرمانى و هدايت و گمراهى را به دست مىآوريم و به همين سبب ، نسبت دادن هدايت و گمراهى به خداوند درست است . به جلد اوّل و دوم همين تفسير رجوع كنيد .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 659 | محمد جواد مغنية