صَبَّارٍ شَكُورٍ .
خداوندا ؛ به اميد يارى و نعمتهايت ، در برابر بلايت صبر مىكنيم .
« ذلك » اشاره دارد به يادآورى و مراد از آيات در اينجا ، پندها و اندرزهاست . روشن است كه اندرزگيرنده ، همان مؤمن حقيقى است كه در هنگام راحتى خدا را سپاس مىگذارد و در هنگام سختى شكيبايى مىورزد . البتّه ، ضمن اينكه در رهايى از اين سختى ، تلاش و كوشش هم مىكند .
وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنْجاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذابِ وَ يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ وَ فِي ذلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ .
موسى عليه السّلام به بنى اسرائيل يادآورى كرد كه فرعون آنان را به بردگى كشيد و آنها را كشت و اينكه چگونه آنها از دست او رهايى يافتند . موسى عليه السّلام به ايشان دستور داد كه در برابر اين نعمت ، خدا را ياد كنند و سپاس گويند . لكن آنها نه او را ياد كردند و نه سپاس گفتند ، بلكه به خدا كافر شدند و نعمت او را انكار كردند و از فرمان او و پيامبرش موسى عليه السّلام سرپيچى نمودند و به او گفتند : خدا را آشكارا به ما بنمايان و نيز به او گفتند : و تو و پروردگارت به جنگ برويد . همچنين آنان وقتى به گروهى برخورد كردند كه بتهايشان را مىپرستيدند به موسى گفتند : براى ما خدايى قرار بده چنانكه آنها خدايانى دارند . آنگاه غير خدا ؛ يعنى گوسالهاى را پرستيدند كه صدايى داشت و آن را با خدايى برابر دانستند كه آنها را از عذاب فرعون رهايى بخشيده بود . زمانى كه موسى عليه السّلام از بنى اسرائيل نااميد و دلتنگ شد ، به خدا رو كرد و گفت : « پروردگارا ! من جز بر خود و برادرم تسلّط ندارم . پس ميان ما و اين گروه تبهكار جدايى بينداز » .
بنابراين ، اگر يهود ، خدمتى را كه مسلمانان به آنها كردند فراموش و انكار كنند ، شگفتى نخواهد داشت ، آن هم در روزى كه جهان آنان را راند ؛ چرا كه نه آمريكا يهوديان را به عنوان دلّالى اخلاصمند و سگ نگهبانىكنندهء استعمار و نازيسم قبول داشت نه انگلستان و نه آلمان . نظير اين آيه در جلد اوّل ، آيهء 49 از سورهء بقره گذشت .
وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ .
مراد از كفر در