تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
« كىّ » و اين مصدرى است كه از « فتكوى » به دست مىآيد و محلّ آن رفع است به سبب مبتدا بودن . « ما كنزتم » خبر و جمله ، مفعول براى قول محذوف و تقدير آن : « فيقال لهم ما كنزتم » مىباشد .

تفسير

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ .
در آيهء پيشين ، خداوند يهود و نصارا را به اين ويژگى توصيف كرد كه آنها رهبران دينى خود را به جاى اللّه به خدايى گرفتند . در اين آيه اين رهبران دينى را چنين توصيف مىكند كه آنها مال مردم را به باطل مىخورند و آنها را از راه حق بازمىدارند . مقصود از خوردن مال به باطل آن است كه بدون دليل شرعى آن را [ از مردم ] بگيرند ؛ نظير گرفتن رشوه به منظور صادر كردن حكم به ناحق و گرفتن ربا كه در ميان يهود شايع بود و نيز همانند فروختن چك‌هاى غفران كه كاتوليك‌ها آن را انجام مىدهند و . . . مورّخان مىگويند : دورانى بر رهبران كليسا گذشت كه آنان در اين دوران از ثروتمندترين طبقات بودند . مراد از « بازداشتن مردم از راه خدا » آن است كه آنان را به پيروى از انديشه‌هاى خود مقيّد مىكنند و مردم را نمىگذارند كه از اسلام پيروى كنند و حتّى آنان را وامىدارند كه بر اسلام و پيامبرش خرده بگيرند . ولتر بر ضدّ كليسا به‌پا خاست و غارت اموال ديگران به دست رهبران آن را فاجعه دانست و از تورات به دليل اين‌كه دربردارندهء مطالب ضد و نقيض و محال است ، انتقاد كرد . در مقابل ، كليسا هم او را تحريم كرد و برخى از رهبران آن ، خواستار زندان ابد براى او شدند « 1 » و در نتيجه ، اين اديب فرانسوى سلامت اعصاب خود را از بيم كليسا از دست داد و براى رهايى از اين مشكل راهى پيدا نكرد ، جز اين‌كه كتابى در مذمّت و دشنام محمد صلّى اللّه عليه و آله بنويسد و از اين
هامش
( 1 ) . گوستاولانسون ، كتاب ولتر ، ترجمهء محمد غنيمى هلال .