تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨

تفسير

وَ قالَ يا بَنِيَّ لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ ؛
پس از آن‌كه پسران يعقوب به پدرشان تعهد اكيد سپردند ، وى به آنان رخصت داد كه به همراه برادرشان [ به مصر ] بروند و سفارش كرد كه از دروازه‌هاى مختلف درآيند . از اين سفارش ، چنين برمىآيد كه آن شهر چند دروازه داشته ، نه يك دروازه و در برخى از تفاسير آمده است كه چهار دروازه داشته است . مفسران در اين‌كه هدف يعقوب از اين سفارش به پسرانش چه بوده ، اختلاف نظر دارند . امّا هيچ‌يك از آنان سخن و توجيه قابل قبول و مطمئنى ارائه نداده است . ممكن است هدف اين باشد كه اگر آنها كه يازده نفر بودند باهم از يك دروازه وارد مىشدند ، توجّه مردم را به خود جلب مىكردند و موجب پرسش‌ها و اشاره‌هاى زياد مىشدند . يا اين‌كه هدف از سفارش مزبور اين بود كه آنان از گزارش‌ها و اوضاع شهر آگاهى يابند ، تا شايد به خبرهايى دربارهء يوسف دست يابند . در هرحال مادام كه آيه بدان اشاره نكرده است ، ما وظيفه نداريم كه دربارهء سبب سفارش يادشده تحقيق كنيم . در تفسير البحر المحيط آمده است كه يعقوب به فرزندانش دستور داد ، تا درودهايش را به عزيز مصر برسانند و به او بگويند : پدرمان به تو درود مىفرستد و برايت دعا مىكند و از رفتار خوب شما با ما سپاسگزار است . وقتى يوسف اين پيام را شنيد گريه كرد . اين سخن دور از موضوع و طبيعت آن نيست .
وَ ما أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ .
در تفسير آيهء 40 از همين سوره در بخش : « فرمانى جز فرمان خدا نيست » بيان كرديم كه فرمان خدا بر حلال و حرام او كه از آن به حكم شرعى تعبير مىشود اطلاق مىشود و نيز به معناى قضا و قدر او كه انسان راه گريز از آن ندارد مىآيد . سياق آيه نشان مىدهد كه مراد از حكم اللّه در اين‌جا همان معناى دوم است . بنابراين ، معناى آيه چنين است : من شما را