موجب ايمان و شناخت باشد ، پس دربارهء كسى كه با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله همدردى كرد و در تمام زندگىاش از او به دفاع برخاست چه گمان داريد و او عموى پيامبر ، ابو طالب است . بنابراين ، درست آن است كه او از زمرهء كسانى است كه خدا او را براى ايمان زنده كرد ، چنانكه در جلد اوّل گفته شد » . در تفسير آيهء 113 از سورهء توبه ، دربارهء اسلام آوردن ابو طالب سخن گفته شد .
إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ .
ثروت كشور را از اسراف و نابودى نگه مىدارم و كسانى را كه استحقاق بهرهگيرى از آن را دارند از ديگران تشخيص مىدهم و هرچيزى را به جاى خود قرار مىدهم . از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه هرگاه انسان مجبور شود ، برايش رواست كه خود را تزكيه كند و به همين دليل ، يوسف گفت : مرا بر خزاين اين سرزمين بگمار كه نگهبانى دانايم » .
در برخى از تفاسير آمده است :
يوسف به پادشاه نگفت : زنده باشى اى مولايم . من بندهء فرمانبردار تو هستم ، چنانكه چاپلوسان به طاغوتها مىگويند ، بلكه او خواستار چيزى بود كه باور داشت مىتواند از عهدهء آن برآيد و اين چيز عبارت بود از آمادگى در برابر بحران ، حفظ جان مردم و حفظ كشور از ويرانى ، بنابراين ، اى كاش ، چاپلوسان در برابر ستمگران ، قرآن مىخواندند و متوجّه مىشدند كه بزرگوارى ، احساس شخصيت و اقتدار به مراتب از تملّق ، خودشيرينى و خم و راست شدن سودمندتر است .
رازى مىگويد :
روايت شده كه پادشاه به يوسف گفت : من دوست دارم تو را در هرچيزى شريك خود سازم ، جز در خانواده و خوراكم . يوسف به او گفت : من با تو همخوراك نمىشوم ، زيرا من يوسف بن يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم خليل هستم .
وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْها حَيْثُ يَشاءُ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ وَ لا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ .
يوسف در برابر مشكلاتى همچون به داخل چاه