آن اختلاف ندارند ؛ زيرا تفسير اين خواب با خودش است .
2 . خوابى كه از زندگى بينندهء خواب و انديشهء او بيگانه است ؛ مانند رؤياى شاه مصر كه آن گاوها و خوشهها را در خواب ديد ، در حالى كه وى نه كشاورز بود و نه گاوچران و رؤياى او هشدارى بود دربارهء قحطىاى كه پس از حاصلخيزى رخ داد .
3 . رؤيايى كه در بيدارى همانگونه اتفاق مىافتد كه انسان آن را در خواب ديده است ، بدون كم و زياد و اين نوع خواب بسيار كم است ، لكن يقينا اتفاق مىافتد . تا امروز علم به تفسير اين نوع خواب و نوع قبلى راه نيافته است . و ممكن است در آيندهء نزديك و يا دور بدان راه يابد . برخى ، اين نوع خواب را به تصادف تفسير كردهاند .
ترديد نيست كه ناتوانها به تصادف پناه مىبرند . ديگرى گفته است : اين دو نوع ، اثر يك حسّ در وجود انسان است كه ما حقيقت آن را نمىدانيم . اين سخن نيز نشانهء ناتوانى است .
در سال 1956 برادرم ، مرحوم شيخ عبد الكريم را در خواب ديدم و اين ، در حالى بود كه بيست سال از وفات او سپرى شده بود . وى از آنچه به زودى روى خواهد داد به من خبر داد و وقت آن را هم مشخص كرد و اين رويداد ، همانطور اتفاق افتاد كه او گفته بود . چند سال پس از اين حادثه ، خوابى ديدم كه راست از كار درآمد و همان خواب نخست ، بد بود . از اينرو ، به يكى از دوستانم به شوخى گفتم : خواب بد راست است ، نه خواب خوب . در نوشتن تفسير ، وقتى به آغاز سورهء يوسف رسيدم ، اين سخن رازى را خواندم : « بدانكه حكما مىگويند : تفسير رؤياى بد ، زود آشكار مىشود » . من شگفتزده شدم و به ياد آن شاعر تنگدست افتادم كه گفت :
فان أر خيرا فى المنام فنازح * و ان أر شرّا فهو منّى مقرّب
اگر نيكى را در خواب ببينم دور مىشود و اگر بدى را ببينم ، به من نزديك مىگردد .
خلاصهء سخن آنكه يك ضابطهء كلّى وجود ندارد كه در تفسير تمام خوابها بتوان بدان تكيه كرد ؛ زيرا خواب انواعى دارد كه با يكديگر متفاوتند . به عنوان مثال ، برخى