تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
خواب هركدام از قسمت‌كنندهء شراب و خزانه‌دار را تعبير كرد . او به ساقى گفت : تو از زندان رها مىشوى و به سر كار پيشين خود به عنوان ساقى شاه برمىگردى . به خزانه‌دار و يا نانوا گفت : تو به دار آويخته مىشوى و پرندگان از سرت مىخورند . يوسف به تعبير خود اعتماد كامل داشت ، زيرا از سوى خدا به او وحى شده بود و به همين سبب به آن دو گفت : اين امر قطعى است و حكم آن صادر شده است . يوسف به قسمت‌كنندهء شراب كه از زندان رها مىشد ، گفت : زمانى كه به كاخ شاه برگشتى به او بگو : من بدون محاكمه و يا پرسش زندانى شدم و اگر وى از حقيقت جويا شود ، برايش روشن خواهد شد كه من بدون دليل مورد مؤاخذه قرار گرفته‌ام . قسمت‌كنندهء شراب به كاخ بازگشت و بر اثر انبوه كار در خدمت شاه يوسف را فراموش كرد . بنابراين ، يوسف چند سالى در زندان باقى ماند . در روايت دارد كه هفت سال بوده است . برخى گفته‌اند : بلكه دوازده سال بوده است . البتّه خدا بهتر مىداند .