الاجتباء : گزينش و در اصل از « جبيت الماء فى الحوض ؛ آب را در حوض گرد آوردم » ، گرفته شده است چنانكه اين مطلب را طبرسى گفته است .
تأويل الشئ : خبر دادن از سرنوشت و پايان آن چيز .
اعراب
« يا ابت » ، « تا » به جاى « يا » است ؛ زيرا در اصل ، يا « ابى » بوده ، سپس « يا » حذف شده و « تا » به جاى آن آمده است . ابو البقا و ابو حيان اندلسى مىگويند : جمع ميان « يا » و « تا » روا نيست . بنابراين ، « يا ابتى » درست نخواهد بود . برخى گفتهاند : « تا » براى تفخيم است مانند تاى علّامة و نسّابة . « احد عشر » از اعداد مركب است و اين اعداد كه از « احد عشر » ( يازده ) تا « تسعة عشر » ( نوزده ) مىباشند ، صدر و ذيل آنها ( جزء اوّل و جزء دوم ) مبنى بر فتح است . البتّه ، به استثناى « اثنا عشر و اثنتا عشرة » كه جزء اوّل آن در حالت رفع معرب به « الف » و در دو حالت جرّ و نصب معرب به « يا » مىباشد و جزء دوم آن مبنى بر فتح است . « كوكبا » تميز است . « رأيتهم » همان « رأيت » اوّل است كه به خاطر طولانى بودن سخن تكرار شده . ضمير « هم » به ستارگان برمىگردد ؛ زيرا آنها سجده كردند و سجده كردن از ويژگىهاى عاقلان است . « ساجدين » حال است ؛ زيرا مراد از رؤيت در اينجا ، ديدن با چشم است ، نه ديدن با قلب ، تا به دو مفعول متعدى شود [ به بيان روشنتر :
« رأيت » در اينجا از افعال قلوب نيست ] . « فيكيدوا » منصوب به تقدير « ان » در جواب نهى است . « كاد » گاهى خودش متعدّى مىشود و گاهى به وسيلهء تميز .
مىگويى : « كاده و كاد له » . چنانكه مىگويى : « شكرتك و شكرت لك » . « كيدا » مفعول مطلق . « كذلك » ، كاف به معناى « مثل » و در محلّ نصب ، صفت براى مفعول مطلق محذوف ؛ يعنى « اجتباء مثل ذلك » . « ابراهيم و اسحاق » بدل از « ابويك » مىباشد .