نه در تمام موقعيتها از او اجازه مىگيرد ، چنانكه در بسيارى از دادگاههاى دنيا نيز همينگونه است .
فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ ؛
بدبختى و يا خوشبختى انسان در فرداى قيامت ، به كردار او در دنيا بستگى دارد و نه به قضا و قدر الهى . امّا روايت : « الشقي شقيّ في بطن أمّه و السعيد سعيد في بطن أمّه ؛ بدبخت در شكم مادرش بدبخت و خوشبخت در شكم مادرش خوشبخت است » ، روايتى است مشكوك و غيرقابل اعتماد و ظاهر اين روايت با عدالت و رحمت خداوند در تضاد است . به علاوه ، اين روايت خبر واحد است و خبر واحد ، تنها در احكام شرعى ؛ مانند حلال و حرام و پاك و ناپاك حجّت است ، نه در اصول عقيده و آنچه بدان مربوط مىشود .
آنگاه خداوند بدبختان را تعريف مىكند و مىفرمايد :
فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ .
بديهى است كه خداوند جز كسانى را كه نافرمانى و فساد كردهاند عذاب نمىكند . در اين صورت ، بدبختى به وسيلهء عمل و كردار است ، نه با قضا و قدر . واژههاى زفير و شهيق ، كنايه از غمها و رنجهاى دوزخيان است .
خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ .
مفسران سخن از مشيّت خدا در اينجا را به درازا كشاندهاند و ديدگاههايى را بيان نمودهاند كه معناى اين واژه را از محكمات و واضحات بيرون آورده و آن را از طلسمات و متشابهات قرار داده است .
نتيجهء سخن مفسران اينكه : هركس به هرگناهى وارد جهنم شود ، نه خودش مىتواند از آن بيرون آيد ، نه با شفاعت شفاعتكننده و يارىدهندهاى و نه با فديه دادن .
بنابراين ، وى در جهنم هميشگى است ، مگر خداوند بخواهد او را از آن بيرون آورد ، كه در اين صورت از آنجا بيرون مىآيد و هميشه در آتش باقى نمىماند ؛ زيرا هيچ چيز نمىتواند ارادهء خدا را محدود كند .
إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ .
هرچيزى در نهايت به ارادهء او بازمىگردد و ارادهء او تنها به خود او بازمىگردد . بنابراين ، سبب هميشه ماندن در آتش ، تا زمانى اثرش را مىبخشد كه آفريدگار ، آن را اراده كند و اگر او اراده نكند ، چيزى وجود نخواهد داشت : « هرگاه او چيزى را اراده كند ، اينكه بگويد :