تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
بر شرك و فساد پافشارى كردند ، خود بر خود ستم نمودند . اين مفهوم در قرآن كريم ، تقريبا در بيست آيه تكرار شده است .
فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ لَمَّا جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَ ما زادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ .
مراد از « آلهه » ، بت‌هاى آنان است و واو « زادوهم » به آنها برمىگردد . مقصود از « امر ربّك » ، عذاب خداست . « التّتبيب » به معناى زيان ، در آيهء 63 از همين سوره آمده است : « فما تزيدوننى غير تخسير ؛ جز به زيان من نخواهيد افزود » . معناى آيهء بالا در اين آيه خلاصه مىشود : « سواى خداى يكتا چيزهايى را مىپرستند كه نه به آنها سود مىدهد و نه زيان » . « 1 »
وَ كَذلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذا أَخَذَ الْقُرى وَ هِيَ ظالِمَةٌ ؛
يعنى خداى سبحان ، كافران ستمكار را با عذاب‌هايى چون : توفان ، فرورفتن در زمين و صيحهء عذاب به هلاكت مىرساند .
إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ ؛
مؤاخذه او دردناك و سخت است ، لكن پس از آن‌كه مردم را به وسيلهء پيامبران به‌طور شفاهى و رودررو بيم دهد و حجّت را بر آنها تمام كند . اين‌كه گفتيم : به‌طور شفاهى و رودررو ، بدان سبب است كه كفر و فساد در اين دوره ، بيش از هردوره‌اى در گذشته است و بيم دادن و اتمام حجّت نيز هردو ، در اين دوره به حكم عقل و كتاب‌هاى آسمانى و احاديث نبوى وجود دارند . با اين وجود ، نه توفانى است ، نه فرورفتن در زمين و نه سنگ‌هايى از گل سخت و ما رمز آن را نمىدانيم ، جز اين‌كه گمان مىكنيم ، مشيّت خدا به هلاكت كسانى تعلق گرفته است كه رودرروى پيامبران خود قرار مىگيرند و آنان را تكذيب مىكنند و نه به كسانى كه وحى و عقل را نافرمانى مىكنند . در حالى كه گمان از حق بىنياز نمىكند و خدا داناتر است .
هامش
( 1 ) . فرقان ( 25 ) آيهء 55 .