[ - لواط نمىداد ] به زور به او تجاوز مىكردند ، حتّى اگر از مهمانان آبرومند هم مىبود . از اينرو ، وقتى كه فرستادگان خدا به صورت آدميان نزد لوط آمدند ، وى ترسيد از اينكه مبادا قومش به آنان تجاوز كنند و او نتواند از اين فرستادگان دفاع كند و به همين سبب ، غمگين شد .
وَ قالَ هذا يَوْمٌ عَصِيبٌ .
رازى مىگويد : اينكه در اين آيه به جاى « شديد » ، « عصيب » گفته شده ، چون آنروز توأم با بدى بود .
وَ جاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ ؛
قوم لوط شتابان به سوى خانه لوط آمدند و گمان كردند كه اينبار هم همانند اوقات ديگر است .
وَ مِنْ قَبْلُ كانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ ؛
آنها پيش از اين ، كارهاى زشت انجام مىدادند و تصوّر مجازات و گرفتارىهاى پنهانى را نداشتند .
قالَ يا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ .
مراد از دختران او ، دختران امّت اوست ؛ زيرا پيامبر در ميان امّت خويش بسان پدر در ميان خاندان خود مىباشد . معناى آيه آن است كه با زنان ازدواج كنيد و پاكيزه و حلال از آنها بهره گيريد و لذّت ببريد و لواط [ - همجنسبازى ] را رها كنيد كه عمل پليد شيطان است .
فَاتَّقُوا اللَّهَ .
لوط آنان را از خدا مىترسانيد ، در حالى كه در نظر گناهكاران ، ترس از خداوند از همهچيز كوچك است .
وَ لا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي ؛
يعنى اگر شما از خدا نمىترسيد ، از خودتان شرم كنيد و با تجاوز به مهمانانم ، آبرويم را نبريد .
أَ لَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ ؛
آيا در ميان شما مرد خردمندى وجود ندارد كه شما را از اين خواستهء زشتتان بازدارد ؟
قالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فِي بَناتِكَ مِنْ حَقٍّ وَ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نُرِيدُ .
هرگاه انسان ، خودش را آزاد مطلق بيابد ، ارزشها را انكار كند و احساس مسئوليت را از دست دهد ، به اين حدّ از خودخواهى مىرسد [ كه لوط مىگويد : ] تو مىدانى كه ما به دختران تمايل نداريم و ميل و علاقهء ما به مردان و نوجوانان پسر است و نيز مىدانى كه ما براى تو و خدايت اهمّيتى قايل نيستيم . بنابراين ، چرا اين سخن زيادى را به ما مىگويى :
« فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي »
.