زمين و آباد كردن آن به كار برده است و اين ، بهترين و كاملترين معناى اين واژه است . امّا امروز ، اين واژه به معناى ستمگرى و تجاوز به حقوق ديگران و به بردگى كشيدن ملّتهاى مستضعف به كار مىرود و اين ، زشتترين و بدترين معناست . به بخش : « خدا زمين را اصلاح و انسان آن را تباه مىكند » ، در جلد سوم نگاه كنيد .
فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ .
اين جمله ، عين همان چيزى است كه هود در آيهء 52 از همين سوره آن را به قوم خودش گفت و در هنگام تفسير آن ، تفاوت ميان طلب آمرزش و توبه را بيان كرديم .
إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ ؛
پروردگارم به كسى نزديك است كه در عمل خود اخلاصمند باشد و دعاى كسى را اجابت مىكند كه او را بخواند .
قالُوا يا صالِحُ قَدْ كُنْتَ فِينا مَرْجُوًّا قَبْلَ هذا ؛
يعنى پيش از نهى كردن از پرستش بتها به تو اميد داشتيم ، امّا اينك پس از آنكه از پرستش بتها نهى كردى ، از تو نااميد شديم .
أَ تَنْهانا أَنْ نَعْبُدَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا .
اين ، چيز شگفتآورى است . پدران ما اين بتها را نسل در نسل و قرنها پرستيدند و براى آنها قربانىها كردند و كسى آنان را از اين كار نهى نكرد . بنابراين ، چگونه دعوتت را اجابت كنيم ؟
وَ إِنَّنا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ مُرِيبٍ .
اين ، منطق جهل در هر زمان و مكان است ، از همهچيز دست برمىدارد ، جز از عادات و تقليدها .
قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ آتانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ .
آنها به صالح گفتند : ما دربارهء كار تو ترديد داريم . صالح به آنان فرمود : به من بگوييد ، در صورتى كه من يقين دارم خداوند مرا به پيامبرى فرستاده و به من دستور داده كه شما را به يكتاپرستى فرابخوانم و نيز مرا به دلايل كافى و وافى بر اثبات اين رسالت مجهّز كرده است ، چه كار بايد بكنم ؟ آيا از دستور او به خاطر جلب رضايت شما نافرمانى كنم ؟ و اگر نافرمانى كنم ، چه كسى مانع از عذاب او بر من مىشود ؟
فَما تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ .
گروهى از مفسران گفتهاند : معناى اين جمله آن است