همچنين اين واژه براى سيراب كردن مردم به كار مىرود و در اينجا ، همين معنا مقصود است .
اعراب
« سقاية الحاج » . بنابر حذف مضاف و در تقدير : « اصحاب سقاية الحاج » بوده است .
« درجة » تميز و « خالدين » حال از ضمير « لهم » .
تفسير
أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ جاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ .
مراد از سقاية الحاج ، سيراب كردن مردم در حج و مراد از عمارة المسجد در اينجا ، خدمت به مسجد است . در بسيارى از تفاسير و از آن جمله ، در تفسير طبرى ، رازى ، نيشابورى و سيوطى آمده است :
عباس بن عبد المطلب در حج به مردم آب مىداد و طلحة بن شيبه از قبيله بنى عبد الدّار كليددار كعبه بود . طلحه گفت : من صاحبخانه و كليددار آن هستم . عباس گفت : من به حاجيان آب مىدهم . على بن ابى طالب عليه السّلام گفت : شما چه مىگوييد ، من شش ماه پيش از مردم ، به سوى قبله نماز گزاردم و منم جهادگر راه خدا . از اينرو ، اين آيه نازل شد :
أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ . . .
بنابراين ، مراد از سخن خداوند : « كمن آمن باللّه و اليوم الآخر و جاهد فى سبيل اللّه » على عليه السّلام است و معيار برترى در نزد خدا عبارت است از : ايمان به خدا و جهاد در راه او . امّا پستها و مقامها ، بسيارى از اوقات ، صاحبان خود را به تباهى و نابودى كشاندهاند [ و معيار برترى محسوب نمىشوند ] .
لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ
؛ يعنى در پاداش و ثواب برابر نيستند .
وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
؛ يعنى خداوند پس از آنكه ستمكاران را