تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
ما كانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ .
در كتاب‌هاى لغت آمده است كه مىگويند : عمر المنزل بأهله ؛ منزل محلّ سكونت آنان قرار گرفت . عمر فلان ربّه ؛ فلانى پروردگارش را عبادت كرد . اين جمله زبان‌زد مردم است : المساجد عامرة بذكر اللّه ؛ مسجدها با ياد خدا آبادند . در حديث آمده است : « خانه‌هاى من در زمين ، مسجدهاست و ديداركنندگان با من در اين خانه‌ها آبادكنندگان ( عبادت‌كنندگان ) آنها هستند . جملهء « يعمروا مساجد اللّه » نيز به همين معناست ؛ يعنى نبايد مشركان وارد مسجد شوند و مراسم دوگانه‌پرستى خود را در آن برگزار كنند ، چنان‌كه در دوران جاهليت چنين مىكردند . همچنين ، به طريق اولى ، نبايد مشركان سرپرست مساجد باشند و مؤيد اين معنا سخن خداوند است :
شاهِدِينَ عَلى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ
؛ زيرا پرستش بت‌ها و خواندن لات و عزّى توسط مشركان ، گواهى است از خود آنان بر خودشان و اين‌كه آنها به خدا كافرند و كسى كه به خدا كفر ورزد ، حق ندارد وارد خانه‌هاى او شود .
أُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ
؛ زيرا خدا با وجود كفر ، هيچ عملى را نمىپذيرد .
وَ فِي النَّارِ هُمْ خالِدُونَ
؛ چون شرك تمام اعمال آنان ، حتّى عمل‌هايى را كه اگر شرك نمىبود نيكو محسوب مىشدند ، باطل كرده است .
إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ لَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ
؛ يعنى بر هيچ‌كس روا نيست كه وارد مسجد شود و در آن به عبادت بپردازد و يا برخى از كارهاى آن را به عهده گيرد ، مگر اين‌كه داراى اين ويژگىها باشد : 1 . ايمان به خدا و روز قيامت ؛ 2 . برپا داشتن شعاير دينى كه مهم‌ترين آنها عبارتند از : برپا داشتن نماز و دادن زكات ؛ 3 . بيم داشتن از خدا ؛ يعنى در گفتار و كردار خود به او اخلاصمند باشد .
فَعَسى أُولئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ
؛ يعنى شايد آنان به سوى حق و عمل بدان هدايت شوند . هرگاه واژهء « عسى » به خدا نسبت داده شود به معناى يقين است ؛ زيرا شك بر خدا محال است .