تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
است ، امّا بيم او از خدا واقعيت ندارد ، بلكه صرفا خيالى است كه زود مىگذرد و از بين مىرود [ البتّه ، منظور كسانى است كه ايمان واقعى به خدا ندارند ] .
قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ * وَ يُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ .
صفت‌هايى كه در اين‌جا آمده با فتح مكه همخوانى دارد ؛ زيرا خداوند بدين‌وسيله سران قريش را ذليل و خوار و مسلمانان را يارى كرد و دل‌هاى مؤمنانى را كه مشركان آنان را پيش از هجرت به استضعاف كشانده و انواع شكنجه و عذاب را به آنها چشانده بودند ، شفا داد .
وَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلى مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ .
مكه ، پايتخت حجاز و مركز تمام فعاليت‌ها در جزيرهء عربى بود . سركردگان اين شهر ، هركسى را كه مىخواست به محمد صلّى اللّه عليه و آله بپيوندد با شمشير ، بر او ستم و وى را تهديد مىكردند . پس از فتح مكه ، اسلام در سرتاسر جزيره گسترش پيدا كرد و تمام اين سركردگان ستمگر تسليم شدند و حتّى برخى از آنان داوطلبانه و نه از روى بيم ، حقيقتا اسلام را اختيار كردند . اين‌ها همان كسانى هستند كه خداوند بر اثر اخلاص و درستى ايمانشان به آنان پاداش داد و توبه‌شان را پذيرفت . وانگهى ، حكمى را كه اين آيات دربر دارند ، به مشركان آن‌زمان اختصاص دارد ؛ زيرا آنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را [ از زادگاهش ] بيرون كردند ، با او جنگيدند و به پيمانى كه با او بسته بودند خيانت كردند . بر فرض اين‌كه برطبق آيات مزبور ، جهاد با مشركان در هر زمان و مكان واجب باشد ، بايد دانست كه اين جهاد تنها در صورتى رواست كه دولتى اسلامى به رياست امام معصوم عليه السّلام و يا نايب او فرماندهى آن را به عهده داشته باشد ، در حالى كه چنين دولتى وجود ندارد . البتّه ، افرادى چنين ادّعايى داشتند و به منظور تشكيل دولت اسلامى ، گروه‌هايى را به گمان خود به وجود آوردند . آن‌گاه ثابت شد كه آنان خود مزدورند و حتّى به سبب مزدورى و خيانتشان به ملّت و ميهن ، محاكمه شدند و كسانى كه آنان را اغفال كرده بودند ، از حمايتشان دست برداشتند [ و متوارى
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 33 | محمد جواد مغنية