تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١

تفسير

ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِ رُسُلًا إِلى قَوْمِهِمْ فَجاؤُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ .
ضمير « بعده » به نوح برمىگردد و معناى آيه اين است : ما پس از نوح پيامبرانى را همانند او به سوى قومشان مبعوث كرديم ؛ همچون ابراهيم ، هود و صالح و به همراه آنان دلايل و معجزات فرستاديم ، لكن اين دلايل و معجزات ، موجب انصراف آنها از شرك و روى آوردن ايشان به ايمان به يگانگى خدا و روز قيامت نشد . آنها پيش از آمدن پيامبران و دلايل ، يگانگى خدا و روز قيامت را تكذيب كردند و پس از آمدن پيامبران و بيم‌دادن آنان ، به اين تكذيب ادامه دادند و همانند دوران پيش از آمدن پيامبران بر تكذيب يگانگى خدا و روز قيامت پاى فشردند و مقصود از سخن خداوند : « فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قيل » نيز همين است . به بيانى ديگر : آنان از دانش و راهنمايى پيامبران سود نبردند .

هدايت و گمراهى

كَذلِكَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ .
پرسش : اگر خداوند ، خود بر دل‌هاى مشركان مهر مىزند ، پس چگونه آنها را عذاب مىكند ؟ پاسخ : خداوند خواسته است كه هدايت راه خاص خود را داشته باشد كه عبارت است از : پيروى از پيامبران خدا و گمراهى نيز راه خاص خود را كه عبارت است از : پيروى از هواى نفسانى . بنابراين ، هركس در راه پيامبران حركت كند ، هدايت مىيابد و به يقين از هدايت‌يافتگان ، و هركسى از راه هواى نفسانى برود ، به يقين از گمراهان
هامش
و « السحر » را خبرش مىدانند ؛ يعنى « الذى جئتم به السحر » [ آنچه شما آورده‌ايد سحر و جادوست ] . به نظر مىرسد اين تركيب ، درست‌تر و به سياق آيه نزديك‌تر است تا تركيب مؤلف محترم . - م .