گفته مىشود : « جلس تلقاءه ؛ نشست روبهروى او » .
العمر : به ضم عين و ميم به معناى باقى ماندن . به فتح عين و سكون ميم ، هم به معناى باقى ماندن و هم به معناى قسم به كار مىرود . مىگويى : « لعمرى ما فعلت ؛ سوگند به دينم كه انجام ندادم » .
اعراب
مصدر ريخته شده از « ان ابدّله » اسم « يكون » و « لى » خبر آن . ان اتّبع « ان » نافيه .
« ادراكم » فعل ماضى و از « دريت » گرفته شده است . « عمرا » بنابر حذف مضاف و در تقدير : « مقدار عمر » بوده ، سپس ظرف حذف و مضاف اليه جانشين آن شده است .
تفسير
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ .
مراد ا ز « الّذين لا يرجون لقاء اللّه ؛ كسانى كه اميد ديدار خدا را ندارند » مشركان هستند . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله با قرآن عليه مشركان ، يهوديان و مسيحيان احتجاج مىكرد و با نيكوترين روش با آنان به جدال مىپرداخت و جدال ميان او و مشركان و يهود بسيار شديد بود ؛ زيرا آنان از همه بيشتر با او دشمنى مىكردند و از او روى برمىتافتند .
پيش از اين در اينباره در چند آيه سخن گفته شد . امّا مسيحيان ، برخى از آنان به نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هيئت فرستادند و به او جزيه پرداختند نظير نصاراى نجران و برخى از آنها تصميم گرفتند كه به مدينه حمله كنند . از اينرو ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله راه را بر آنان بست و در سرزمين شام با آنها جنگيد .
مشركان پيشنهادهاى گوناگونى كه از نادانى و بيهودهگويى آنان ناشى مىشد به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ارائه دادند . از جملهء اينها ، پيشنهادى است كه آيهء 118 از سورهء بقره بدان اشاره مىكند ؛ زيرا آنان از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله خواستند كه خدا با خود آنها سخن بگويد . امّا