آيهاى كه هماكنون ما درصدد تفسير آن هستيم ، پيشنهاد مشركان به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را چنين حكايت مىكند : آنها از پيامبر خواستند كه قرآنى بياورد كه كاملا غير از اين قرآن باشد و يا با كم و زياد كردن ، آن را تحريف كند ؛ چراكه اين قرآن دين تازهاى براى آنها آورده است ؛ زيرا قرآن ، آنان را به يكتاپرستى و ايمان به روز قيامت فرامىخواند ، اصل عدالت و برابرى را قبول دارد ، طبقهبندى و امتياز آن را ملغى مىسازد و ربا و زنا را حرام مىداند . در حالى كه مشركان به خدايان متعدّد اعتقاد دارند ، روز قيامت را انكار مىكنند و هرآنچه را دلشان مىخواهد مباح مىدانند . بر اين اساس ، آنها از محمّد صلّى اللّه عليه و إله درخواست كردند كه قرآنى براى آنان بياورد كه دين و آداب تقليدى ايشان را بپذيرد و يا دستكم ، آنچه را كه آنان را خوش نمىآيد از قرآن حذف كند .
چه تفاوتى وجود دارد ميان خواسته مشركان دورهء جاهليت و خواسته بسيارى از جوانان متمدن قرن بيستم كه مىگويند : چرا دين و چرا حلال و حرام ؟ آرى ، در دورهء تمدّن مينىژوپ و ميكروژوپ ، گويى به هيچ اصل و دينى نياز نيست !
قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ .
پيامبر [ خبر را ] از خدا نقل مىكند و خودش قانونگذار نيست ؛ همانند روايتكنندهء حديث كه از پيامبر روايت مىكند . در حديث كه از آن حضرت نقل شده كه فرمود : « هركس بر من دروغ ببندد ، بايد جايگاهش از آتش پر شود » . بنابراين ، چگونه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بر خدا دروغ ببندد ؟ حاشا كه صاحب عصمت ، خطا كند و بلغزد . اين آيه نوعى تعريض به كسى است كه بدون دليل شرعى ، فتوا مىدهد و حكم صادر مىكند . همچنين ، اين آيه دليل محكمى است بر اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هرگز برطبق اجتهاد و نظريهء خودش حكم نكرد و تمام احكام او از سوى خدا وحى مىشد و اگر كسى به او اجتهاد را روا دارد ، وى را با ديگر فقها قياس كرده است . در اينجا خوب است بدين نكته اشاره كنيم كه شيعه ، اجتهاد را بر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله جايز نمىدانند و اهل سنّت در اينباره اختلافنظر دارند . برخى از آنها با شيعه