تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
أَوْ قائِماً »
كنايه از فروتنى و انابه انسان در تمام حالات و حركات و سكناتش است . معناى آيه اين است : اگر خدا كوچك‌ترين بدى بر كسى كه به سوى بدى شتاب مىكند فروفرستد ، عنان صبر از دست او درمىرود و اعصابش خرد مىشود و با كمال فروتنى و خوارى ، در تمام حالاتش ، به ما پناه مىبرد تا اين گزند را از او برداريم .
فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ .
شرايط آلوده و ناپاك ، گاهى انسان را وادار مىكند تا نسبت به كسى كه نيازش در دست اوست ، ريا و چاپلوسى كند و دروغ بگويد ، لكن اين سؤال پيش مىآيد كه چه چيزى او را وادار مىكند تا نيكى را انكار و منكر احسان كسى شود كه ديروز با كمال فروتنى و خوارى برآوردن نيازش را از او خواسته بود ، امّا وقتى نياز او را برآورده كرد و او به خواستهء خود دست يافت ، آن‌چنان مىگذرد كه گويى هرگز او را [ - خدا را ] براى رفع گزندى كه به او رسيده بود نخوانده است ؟ اين انكار و حق‌نشناسى را نمىتوان با شرايط آلوده و يا چيز ديگرى توجيه كرد ، جز اين‌كه بگوييم : اين كار اهميّت ندادن و كفر به حق و ارزش‌ها و نيز زياده‌روى در بىحرمتى و كفر است .
كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ .
كسانى كه كارهاى بد خود را خوب مىپندارند ، جز به منافع و آرزوهاى خود ، به چيزى ديگر اهميّت نمىدهند .
وَ لَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ وَ ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا كَذلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ .
اين آيه نوعى هشدار از سوى خدا به كسانى است كه حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله را تكذيب كردند ، هشدار به اين‌كه همان عذابى كه به امّت‌هاى پيش از آنان بر اثر تكذيب پيامبرانشان نازل شد به آنها نيز نازل خواهد گرديد . نظير اين آيه با تفسيرش در سورهء انعام ، آيهء 6 بيان شد .
ثُمَّ جَعَلْناكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ .
امّتى از بين مىرود و امّتى ديگر جانشين آن مىشود ، امّا هدف از آفرينش انسان‌هاى گوناگون در زمين ، دانش و كار سودمند است .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 223 | محمد جواد مغنية