مترادف و داراى يك معنا مىباشند . برخى گفتهاند : معناى هركدام از ديگرى متفاوت است ؛ زيرا واژهء ضوء بر چيزى دلالت دارد كه نورش ذاتى بوده و از ديگرى نگرفته باشد مانند روشنى خورشيد و واژهء نور بر چيزى دلالت دارد كه نورش از ديگرى گرفته شده باشد مانند نور ماه كه از خورشيد گرفته شده است . به عقيدهء ما آيه به منظور بيان تفاوت معناى اين دو واژه نيامده است ، بلكه تنها هدفش آن است كه به يگانگى و قدرت خداوند توجّه دهد مانند آيهاى كه پس از اين آيه آمده است و نيز حكمت آفرينش ستارگان خورشيد و ماه ، آن چيزى است كه خدا بدان اشاره مىكند :
وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ .
ضمير « قدّره » به ماه برمىگردد و معناى آيه اين است : خداوند براى ماه منزلهاى ثابتى قرار داده است كه بسان ديگر سنّتهاى طبيعى تغيير نمىكند . منظور از اين ثبات ، ثبت اوقاتى است كه زندگى بدون آن امكانپذير نيست و در اينباره ، در تفسير آيهء 36 از سورهء توبه و آيهء 96 از سورهء انعام سخن گفتيم .
ما خَلَقَ اللَّهُ ذلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ .
خداى سبحان ، آيات و نشانههاى جهان هستى را از لحاظ آفرينش و پديد آمدن و نيز از لحاظ شرح و بيان تفصيل داده است ، تا هركسى كه استعداد تأمّل و انديشيدن دارد ، دربارهء آنها بينديشد كه اين انديشيدن به ايمان ، قدرت و حكمت خدا منجر خواهد شد . پيش از اين ، چندين بار گفته شد كه پديدههاى هستى و نيز دگرگونىها برطبق سنّتهاى طبيعى خود ، از باب اسناد عمل به نخستين سبب آن ، كه در وراى پديدهها نهفته است ، به خداوند اسناد داده مىشود ، تا انسان هميشه به ياد آفرينندهاى كه مالك جهان است باشد .
إِنَّ فِي اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ .
نظير اين آيه و تفسير آن ، در جلد اوّل ، آيهء 164 از سورهء بقره بيان شد .
إِنَّ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا وَ رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ اطْمَأَنُّوا بِها وَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ آياتِنا غافِلُونَ .
اين آيه نوعى تهديد و هشدار به كسانى است كه به آخرت و بازپرسى در آن