تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
3 . اين عامل كه از همه مهم‌تر است عبارت از آن است كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله چيزى براى آنان آورد كه آنها بدان اعتقاد نداشتند و با آن مأنوس نبودند : « ما هرگز چنين چيزى در روزگار نياكانمان نشنيده‌ايم » . پاسخ اين پندار ، سخن خداوند است : « گفت : هرآينه شما و پدرانتان در گمراهى آشكار بوديد » . « 1 »
أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ .
پس از آن‌كه خداوند شگفتى كافران از وحى به محمّد صلّى اللّه عليه و إله را يادآور شد ، اينك حقيقت آنچه را كه به وى وحى شد بيان مىكند و آن عبارت است از : بيم و بشارت دادن ؛ بيم دادن از عذاب دردناك به كسانى كه فرمان خدا را مخالفت و معصيت كنند و بشارت دادن به پاداش بزرگ به كسانى كه فرمان خدا را اطاعت كنند . خداوند اين پاداش را چنين بيان كرده است :
« أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ » .
هرگاه وحى و يا آنچه وحى شده ، همين باشد و محمّد صلّى اللّه عليه و إله نيز شايستهء دريافت اين وحى باشد ، پس چه جاى شگفتى است ؟ زيرا خداوند مردم را بدون يك پيامبر امين رها نمىكند ، پيامبرى كه به آنان برساند كه خداوند كارهاى نيك را دوست دارد و از كارهاى زشت بدش مىآيد ، تا آنان اوّلى را انجام دهند و دومى را ترك كنند و نيز در صورتى كه با دستور خدا مخالفت كنند ، حجّتى نداشته باشند . محمّد صلّى اللّه عليه و إله ، امين اين رسالت و تبليغ است ، نه مردم . بنابراين ، تنها او بايد فرستاده و پيام‌رسان باشد و نه ديگران .
قالَ الْكافِرُونَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ مُبِينٌ .
كافران پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را به عنوان جادوگر توصيف كردند ؛ زيرا آنها منكر بودند كه قرآن از سوى خدا وحى شده است و نيز از اين‌كه حتّى سوره‌اى همانند آن بياورند ناتوان ماندند . بنابراين ، در پندارشان جز جادوگرى چيزى باقى نماند . آنان نمىدانستند و يا خود را به نادانى زدند ، كه هرآنچه در قرآن است ، حقايقى مىباشد كه ترديدى در آن راه ندارد و جادو ، دروغ‌هايى است كه بر چيزى استوار نيست .
هامش
( 1 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 54 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 209 | محمد جواد مغنية