تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
پافشارى كرد و به او وعده داد كه برايش طلب آمرزش كند : « . . . مگر آن‌گاه كه ابراهيم پدرش را گفت كه براى تو آمرزش مىطلبم ؛ زيرا نمىتوانم عذاب خدا را از تو دفع كنم » . « 1 » ابراهيم عليه السّلام به وعده‌اش وفا و برايش طلب آمرزش كرد : « اى پروردگار ما ، مرا و پدر و مادرم و همهء مؤمنان را در روزشمار بيامرز » . « 2 » بنابراين ، چگونه ابراهيم عليه السّلام براى پدرش طلب آمرزش كرد ، با اين‌كه مىدانست طلب آمرزش براى مشركان روا نيست ؟ خداى سبحان از اين پرسش پاسخ داده است :
وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ .
اگر ابراهيم عليه السّلام براى پدرش آمرزش خواست ، بدين سبب بود كه وى به او وعده داده بود كه به خدا ايمان بياورد . امّا وقتى بر خلاف وعده‌اش رفتار كرد و آشكار شد كه او دروغ مىگويد ، ابراهيم عليه السّلام از او بىزارى جست . دور نيست كه دعاى ابراهيم براى پدرش نظير دعاى حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله براى قوم مشركش باشد ، بدين معنا كه دعاى او به منظور ساقط كردن حق شخصىاش بوده نه به قصد ساقط كردن حق خدا و آمرزش طلبيدن از شرك . سخن خدا نيز به اين مطلب دلالت دارد :
إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ .
« اوّاه » يعنى فروتن ، زارىكننده . حليم ؛ يعنى كسى كه در هنگام قدرت عفو پيشه كند و ابراهيم عليه السّلام از اين سخن پدرش درگذشت كه به او گفت : « اگر بازنايستى سنگسارت مىكنم . اكنون زمانى دراز از من دور باش » . « 3 »
هامش
( 1 ) . ممتحنه ( 60 ) آيهء 4 . ( 2 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 41 . ( 3 ) . مريم ( 19 ) آيهء 46 .