بجاى مىآوردند ، اسير را آزاد مىكردند و ديون خويش را مىپرداختند . آيا براى آنان طلب آمرزش نمىكنى ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : بله ، هرآينه براى پدرم طلب آمرزش مىكنم ، چنانكه ابراهيم عليه السّلام براى پدرش طلب آمرزش كرد . از اينرو ، خداوند آيهء
« ما كانَ لِلنَّبِيِّ . . . »
را فرستاد » .
پرسش : چگونه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به اصحابش رخصت داد كه براى پدران مشركشان طلب آمرزش كنند ، حال آنكه اين كار حرام است ؟
پاسخ : هرچيز ، تا وقتى كه نهى وارد نشده ، جايز است . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله وقتى اجازهء طلب آمرزش داد كه هنوز از سوى خداوند ، نهى نازل نشده بود . امّا پس از نزول نهى ، آن حضرت ، آنان را از اين كار منع كرد .
آنگاه خداوند سبب نهى را بيان كرده است :
مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِيمِ .
اين آيه نشان مىدهد كه حكم برطبق حالت ظاهرى انسان صادر مىشود ، خواه اين حالت كفر باشد خواه ايمان و نيز هركس كه در ظاهر كافر باشد ، نه طلب آمرزش برايش رواست و نه رحم كردن بر او .
پرسش اوّل : اگر طلب آمرزش براى مشركان حرام است ، چگونه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هنگامى كه قومش دندانهاى او را شكستند ، صورتش را مجروح كردند ، براى آنان طلب آمرزش كرد ؟ زيرا در روايت آمده است كه او گفت : خدايا قوم مرا بيامرز كه آنان نادانند .
بيشتر مفسران پاسخ دادهاند كه آيه ، از طلب آمرزش براى مردگان مشرك نهى كرده است ، نه براى زندگانى كه اميد مىرود ايمان بياورند . به نظر ما ، پاسخ اين است كه طلب آمرزش پيامبر صلّى اللّه عليه و إله براى ساقط كردن حق شخصى خود از عهدهء مشركان بود نه براى ساقط كردن حقوق خدا و درخواست آمرزش شرك ترديدى نيست كه هر انسانى مىتواند حق شخصى خود را از مسلمان و كافر ساقط كند .
پرسش دوم : ابراهيم عليه السّلام پدرش را به ايمان فراخواند و در اين فراخوانى خود