هدايت نمىكند . ( 109 )
آن بنا كه برآوردهاند همواره مايهء تشويش در دلشان خواهد بود تا آن هنگام كه دلشان پارهپاره گردد . و خداوند دانا و حكيم است . ( 110 )
واژگان
الضّرار : زيان خواستن و در صدد آن بودن .
الارصاد : كمين كردن .
الشفا : نزديك ، كناره . گفته مىشود : « اشفى على كذا ؛ يعنى نزديك آن شدم » .
الجرف : كنارهء درّه كه به وسيلهء آب انحراف پيدا مىكند . اصل جرف ، اجتراف بوده است .
هار : از انهيار گرفته شده است ، به معناى فروافتادن .
اعراب
« ضرارا » مفعول من اجله براى « اتّخذوا » و از اين قبيل است مابعد آن . « لمسجد » مبتدا و جملهء « اسّس » صفت و « أحق » خبر . مصدر ريخته شده از « ان تقوم » مجرور به باى محذوف . « فيه » اوّل متعلق به « تقوم » و « فيه » دوم خبر مقدم و « رجال » مبتداى مؤخّر است . « على تقوى » متعلق به « أسّس » و همانند آن است « على شفا » .
تفسير
آيات پيشين انواع مختلف نفاق را بيان كرد . اين آيه نيز نوع ديگرى از نفاق و نيرنگ آنان را بيان مىكند و آن اينكه : گروهى از منافقان مدينه ديدند كه بهترين وسيلهء توطئه و نيرنگ بر ضدّ اسلام و پيامبرش حضرت محمد صلّى اللّه عليه و إله ، ساختن يك مسجد زير نقاب گردهمايى براى عبادت خدا و اعلام رسالت محمد صلّى اللّه عليه و إله از سوى خداست . آنگاه زير اين شعار براى كافر شدن به خدا و پيامبر او و نيز ضربه زدن به اسلام و مسلمانان و