الارجاء : تأخير انداختن .
اعراب
« خذ » ، خطاب به پيامبر است و همچنين ، « تطهرهم و تزكيهم » . جملهء « تطهر » خبر از مبتداى محذوف ؛ يعنى : « فانت تطّهرهم » . بايد توجّه داشت كه اعراب و تركيب اين جمله ، با وجود كلمه « بها » در آن ، جز به ترتيبى كه گفته شد درست نيست ؛ زيرا « تطّهرهم و تزكّيهم » مرفوعند و اگر جمله ، صفت براى « صدقه » قرار داده شود ، معنايش اين مىشود : صدقه به وسيلهء صدقه پاك و منزّه مىشود ؛ چراكه ضمير « بها » به صدقه برمىگردد .
برخى مىگويند : تاء ، در « تطهرهم » براى صدقه [ - مفرد مؤنث غائب ] و در « تزكيهم » براى پيامبر است [ - مفرد مذكر مخاطب ] . اين نظريه جدا كردن سخن واحد است بدون دليل . « هو » مبتدا و « يقبل التوبة » خبر و جمله ، خبر « انّ » و جايز نيست كه « هو » ضمير فصل باشد ؛ زيرا ما بعدش فعل قرار گرفته است .
تفسير
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها .
مفسران اتّفاق دارند بر اينكه ضمير « بها » به صدقه برمىگردد ، امّا دربارهء ضمير « اموالهم » اختلاف كردهاند . برخى گفتهاند : به كسانى برمىگردد كه عمل نيك و بد را آميختهاند . برخى گفتهاند : به تمام ثروتمندان برمىگردد ؛ زيرا آيه دربارهء زكات واجب نازل شده است . اين نظريه معتبرتر است . بنابراين ، معناى آيه اين است : اى پيامبر ! از دارايىهاى ثروتمندان زكات بگير كه زكات آنها را از چرك بخل نسبت به حق خدا پاك مىكند . ما ، در تفسير آيهء شصت از همين سوره و نيز در جلد اوّل ، در تفسير آيهء 274 از سورهء بقره دربارهء زكات سخن گفتيم .