تصديق مىكند .
المحادة : مخالفت كردن .
اعراب
« اذن خير لكم » . « اذن » خبر مبتداى محذوف و در تقدير : « هو اذن خير » بوده است .
« خير » مجرور به اضافه است مانند « رجل صدق » . « يؤمن للمؤمنين » . لام زايد است ؛ زيرا « يؤمن » به معناى « يصدق المؤمنين » است . « اللّه » مبتدا و خبر آن محذوف ؛ يعنى :
« اللّه احق بالرّضا » . « و رسوله احق » ، مبتدا و خبر . مصدر ريخته شده از « ان يرضوه » و مجرور به باى محذوف و متعلق به « احق » . « هاء » در « انّه » ضمير شأن و اسم « انّ » و خبر آن جملهاى است كه از « من يحادد » تشكيل شده است . مصدر ريخته شده از « انّ » و مابعدش جانشين دو مفعول براى « يعلموا » . « فانّ له » به فتح همزه ، مصدر ريخته شده از « انّ » و اسم و خبرش ، خبر براى مبتداى محذوف ؛ يعنى : « فجزاؤه أنّ له نار جهنّم » .
تفسير
وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با هرانسانى برحسب برونش برخورد مىكرد و از درون او جويا نمىشد ؛ زيرا به اين اصل عمل مىكرد كه آگاهى از برون از آن مردم و آگاهى از درون از آن خداوند است و اين ، يكى از اصول شريعت اسلامى است ، كه بسيارى از احكام بر آن استوار مىباشد . منافقان از اين اصل سوءاستفاده مىكردند و از اينرو ، از فرمان خدا و پيامبرش سرباز مىزدند و بهانهتراشى مىكردند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز بهانهء آنها را مىپذيرفت و آنان را مىبخشيد .
شگفت اينجاست كه آنها اين فضيلت را وسيلهاى قرار دادند براى خردهگيرى از آن حضرت و اين تهمت را به او زدند كه هرچيزى را به سرعت تصديق مىكند و