تحت تأثير هرچه مىشنود قرار مىگيرد ، بدون آنكه بينديشد و ميان آنچه شايستهء پذيرفتن است و آنچه شايستهء پذيرفتن نيست تفاوت بنهد . اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برطبق دروغگويى و دورويى اين منافقان ، با آنها روبهرو مىشد و آنان را آنگونه كه استحقاق داشتند مجازات مىكرد ، برايشان بد بود و مىگفتند : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خشن و تندخو است . آنان بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از چيزى خرده گرفتند كه به صلاح و سود ايشان بود و جاى شگفتى نيز همين جاست . امّا انسان پست ، هيچچيز برايش ارزشى ندارد ؛ زيرا او به هرچيزى با آينهء تاريكذهنى خود مىنگرد ، حتّى به كسى كه نسبت به او نيكى كرده است . چه زيبا سروده است :
من تكن نفسه به غير جمال * لا يشرى فى الوجود شيئا جميلا
كسى كه در وجودش زيبايى نباشد ، در جهان هستى ، چيزى را زيبا نبيند .
قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ .
اين جمله پاسخ خداوند به منافقان است و خلاصهء آن اين است : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به سخن نيك گوش مىدهد و نه به سخن بد . از شما چيزى را مىپذيرد كه در آن ، زيانى بر انسانى نمىرسد و چيزى را نمىپذيرد كه بر انسانى زيان داشته باشد . مانند غيبت و سخنچينى .
يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ ؛
يعنى مؤمنان راستين را از روى باور تصديق مىكند ، امّا منافقان را در چيزى تصديق مىكند كه در آن زيانى نباشد و تصديق آن توسط پيامبر از روى لطف و مهربانى است .
وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ .
رحمت عطف بر « اذن خير » از باب عطف عام بر خاص است ؛ زيرا « اذن خير » نيز نوعى رحمت است .
وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ؛
زيرا هركس پيامبر خدا را آزار دهد ، خدا را آزار داده است .
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ إِنْ كانُوا مُؤْمِنِينَ .
ضمير در « يحلفون » به كسانى برمىگردد كه گفتند : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به سخن هركس