به سبب خويشاوندى نسبى . آنگاه اين توارث ، به سبب توارث نسبى و خويشاوندى نسخ شد .
شيعه به اين آيه استدلال مىكند بر اينكه هركس از لحاظ نسب به ميّت نزديكتر باشد ، از خويشاوندى كه دور تر است ، به ميراث او شايستهتر خواهد بود ، خواه اين خويشاوند دور داراى سهم باشد خواه نباشد و نيز از خويشاوندان پدرى باشد يا نباشد ؛ مثلا دختر ميت مانع از ارث بردن برادر او مىشود ؛ زيرا از وى به ميت نزديكتر است و همچنين ، به همين دليل ، خواهر ميت مانع از ارث بردن عموى او مىشود و به همين صورت ، در تمام مراتب ، خويشاوند نزديك مانع ارث بردن خويشاوند دور مىشود . ما پيشتر در اينباره و دربارهء نظريات اهل تسنّن و تشيع دربارهء آن سخن گفتيم ، چنانكه به توارث از طريق برادرى و عوامل ارث در دورهء جاهليت اشاره كرديم . تمام اين مطالب در جلد دوم ، در تفسير آيه 11 از سورهء نساء بيان شد .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 792
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٧٩٢