نيروى بازدارنده و نيروى تجاوزگر
اندكى دربارهء سخن خدا :
« تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ »
تأمل مىكنيم ؛ زيرا اين آيه بر اصلى مشتمل است كه جامعهء بشرى را از هرجومرج نگه مىدارد و به ستمگران زورمند اجازه نمىدهد كه زندگى مردم را بازيچهء خود قرار دهند و از آنان بهرهكشى كنند . اين اصل ، عبارت است از : به وجود نيرويى كه در اختيار حقطلبان و عدالتخواهان قرار گيرد و آنان با اين نيرو جلو ستمكاران و باطلگرايان را بگيرند و نيز آنها را وادارند تا به حكم خدا و آيين او گردن بنهند ؛ آيينى كه تمام مردم را فرا مىخواند تا بر طبق قوانين و سنتهاى هستى زندگى كنند و هيچكس از آن انحراف پيدا نكند و چنانچه كسى بخواهد اين قوانين را زير پا بگذارد ، اين نيرو او را وادار سازد كه به اين سنتها و قوانين برگردد .
اگر دانشمندان و خردمندان دربارهء سبب مشكلات و مصيبتهاى زندگى تحقيق كنند ، در خواهند يافت كه اين سبب ، همان ضعف نيروى بازدارنده از تجاوز و توانمندى نيروى تجاوزگر است . به عنوان نمونه : مىتوان از نيرويى كه ايالات متحدهء آمريكا در اختيار دارد ياد كرد ؛ نيرويى كه آمريكا آن را براى چپاول و غارت به كار مىگيرد و جز مبارزهء ملّتهاى بىدفاع ، مانعى بر سر راهش وجود ندارد .
« نيكولاس اسپيكمن » در كتاب خود به نام استراتژى آمريكا در سياست جهانى مىگويد : « ما آمريكاييان مجاز هستيم كه از طريق هر نوع جبر و فشار و از آن جمله ، از راه جنگهاى ويرانگر خواستهء خود را ديكته كنيم و با زور و نيرو آن را بر كسانى تحميل كنيم كه نيرو ندارند » . همچنين ، « ليو ويليچ » آمريكايى مىگويد : « وظيفهء ماست كه رهبرى مثبت خود را ، از لحاظ سياسى ، اقتصادى و اجتماعى ، با نيرو در جهان جامهء عمل بپوشانيم و اين نبايد تا وقت معينى باشد ، بلكه وظيفهاى هميشگى است كه كوتاهى در آن روا نيست » .