تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧
كرده است ؛ بدين ترتيب كه اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر آنان دست يابد ، بر آنان سخت بگيرد ، تا ديگر افرادى كه قصد خيانت و نيرنگ دارند از آنها پند گيرند و با اين سخن ، روشن مىشود كه مراد از
« مَنْ خَلْفَهُمْ » ؛
افراد ديگرى است . 3 .
وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ .
مراد از « خوف » در اين‌جا علم و آگاهى است .
« عَلى سَواءٍ » ،
يعنى تو و آنان در آگاهى از شكستن پيمان يكسان باشى و معناى آيه اين است : اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله ! هرگاه ميان تو و قومى پيمان وجود داشته باشد و تو از روى نشانه‌هاى قطعى يقين پيدا كنى كه آنها خيانت مىكنند و در پنهان قصد نيرنگ و حمله دارند و در پشت پردهء پيمان ، مىخواهند توطئه كنند ، در اين صورت ، پيمان آنها را به سوى خودشان پرتاب كن و به آنان اعلام كن كه تو اين پيمان را شكسته‌اى ، به نحوى كه تو و آنها در آگاهى از شكسته شدن پيمان يكسان باشيد و پيش از اعلام نقض پيمان ، جنگ را آغاز نكن تا نسبت نيرنگ و خيانت را به تو ندهند .
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ .
به بيانى ديگر اسلام پاىبندى به پيمان را براى وفاداران واجب مىداند ؛ امّا كسانى كه پيمان را وسيله‌اى براى نيرنگ و ترور قرار مىدهند ، اسلام دستور مىدهد كه اين پيمان را بايد شكست ؛ زيرا اين ، حيله است و نه پيمان : « و خدا حيلهء خائنان را به هدف نمىرساند » . « 1 » امام على عليه السّلام فرمود : « وفاى به نيرنگ‌بازان ، نيرنگ و نيرنگ به آنان ، وفا شمرده مىشود » .
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ .
« سَبَقُوا »
به معناى « افلتوا » ( رهايى يافتند ) است .
« لا يُعْجِزُونَ »
به معناى « لا يعجزوننى » ( مرا ناتوان نمىسازند ) است . مقصود از مجموع آيه اين است : كسى گمان نكند كه خدا خواستهء برخى از افراد را نمىداند . 4 .
وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ .
آيات پيشين ، دربارهء پيمان
هامش
( 1 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 52 .