روايت اهل بيت او ثابت شده است كه مراد از انفال زمينى است كه بدون جنگ از كفّار گرفته شود و نيز زمينهاى باير ، خواه اين زمين متعلق به كسى بوده مالك از بين رفته و يا متعلّق به كسى نبوده است و همچنين قلّهء كوهها ، درون درّهها ، نىزارها ، هرچيزى كه از آن فرمانده جنگ باشد ، مشروط به اينكه آنرا از مسلمان و يا همپيمان با مسلمانان غصب نكرده باشد و ميراث كسى باشد كه وارث ندارد .
اين نظريه با نظريهء مالكيّه همخوانى دارد ؛ زيرا آنها گفتهاند : انفال عبارت از چيزى است كه بدون جنگ گرفته شده باشد . « 1 » ابو اسحاق فيروزآبادى شافعى در كتاب المهذب گفته است : « انفال ، چيزى است كه فرمانده ارتش آنرا به كسى مىدهد كه براى پيروزى بر دشمن كارى انجام داده باشد ؛ نظير جاسوسى ، نشان دادن راه و يا دژ دشمن و امثال آن » . جصاص حنفى در كتاب احكام القرآن گفته است : « اصحاب ما گفتهاند : انفال آن است كه فرمانده [ به سربازانش ] بگويد : هركس فردى را بكشد ، هرچه از او مىگيرد از آن خودش است و هركس به چيزى دست يابد ، آن چيز مال خودش خواهد بود » .
قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ .
اين جمله مورد انفال را بيان مىكند و اينكه انفال از آن خدا و پيامبر اوست . هرآنچه از آن خدا باشد از پيامبر اوست و هرآنچه از آن پيامبر او باشد براى بالا بردن كلمهء اسلام و مصالح مسلمانان مىشود و هر نيازمندى نياز خود را از آن مىگيرد . تفصيل احكام انفال در كتابهاى فقه ازجمله در كتاب ما : فقه الامام جعفر الصادق عليه السّلام موجود است .
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ .
اين آيه نشان مىدهد كه صحابه در مورد انفال دچار اختلاف شدند . وقتى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پرسيدند او به فرمان خداوند در پاسخ آنان گفت : انفال از آن خدا و پيامبر است و آنان وظيفه دارند كه در برابر خدا و پيامبر او تسليم باشند و دربارهء انفال و چيزهاى ديگر
هامش
( 1 ) . ابوبكر مالكى ، معروف به ابن عربى معافرى ، احكام القرآن .