تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
بگو : شريكانتان را بخوانيد و بر ضد من تدبير كنيد و مرا مهلت مدهيد . ( 195 ) ياور من اللّه است كه اين كتاب را نازل كرده و او دوست شايستگان است . ( 196 ) آنان‌را به جاى اللّه به خدايى مىخوانيد ، نه شما را مىتوانند يارى كنند و نه خود را . ( 197 ) و اگر آنها را به راه هدايت بخوانى نمىشنوند و مىبينى كه به تو مىنگرند ؛ ولى گويىكه نمىبينند . ( 198 )

تفسير

أَ يُشْرِكُونَ ما لا يَخْلُقُ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ .
آفريدن و صدور فرمان در دست خداست و تنها اوست كه به چيز مىگويد : « موجود شو پس موجود مىشود » . هركس و هرچيزى سواى ذات اقدس او ، و ازجمله ، بت‌ها در اصل وجود خود و نيز استمرار آن به او نيازمند است .
وَ لا يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْراً وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ .
پيروزى ، غالب شدن ، عزّت يافتن و خوار شدن [ همگى ] در دست خداست و بت‌ها سنگ‌هايى هستند كه گربه‌ها و سگ‌ها روى آنها ادرار مىكنند . بنابراين ، آنها نه مىتوانند خود را يارى كنند و نه ديگران را .
وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى لا يَتَّبِعُوكُمْ سَواءٌ عَلَيْكُمْ أَ دَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صامِتُونَ .
اين بت‌ها نه مىآفرينند ، نه به خود يارى مىكنند و نه به ديگران ، نه خود هدايت يافته‌اند و نه ديگران را هدايت مىكنند ، نه كسى را فرامىخوانند و نه خواندن كسى را اجابت مىكنند ؛ لكن در عين حال ، پرستيده مىشوند .
إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ .
اى مشركان ! شما تصوّر مىكنيد كه بت‌ها خدا هستند ، همه مىدانند كه خدا مىتواند سود و زيان برساند ، ببخشد و خوددارى كند . بنابراين ، از آنها بخواهيد كه چنين كنند تا ما ببينيم ، آيا آنها تقاضاى شما را برآورده خواهند كرد ؟
أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِها أَمْ لَهُمْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها .
اين سخن ، به مشركان توجّه و بيدارباش مىدهد كه آنان از بت‌هايى كه مىپرستند بهتر و برترند ؛ زيرا آنان عقلى دارند كه با آن درك مىكنند ، چشمانى دارند كه مىبينند ،
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 677 | محمد جواد مغنية