تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
مىكند . خلاصهء اين حكايت و يا اين نمونه از اين قرار است : هرگاه انسان گرفتار سختى شود و يا بخواهد به چيز مورد علاقه‌اش دست يابد ، به خدا روى مىآورد و دعا و زارى مىكند و در دلش با خدا پيمان مىبندد كه هرگاه به مرادش برسد ، از او سپاسگزارى و اطاعت كند ؛ اما وقتى كه خدا خواستهء وى را داد ، از پيمان‌هايش روى بر مىتابد . پس از اين مقدمه كه شايسته است اساس فهم اين دو آيه قرار گيرد ، اينك به توضيح آن دو مىپردازيم .
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها .
خطاب در
« خَلَقَكُمْ »
متوجه تمامى مردم است و معنايش اين است : اى مردم ! شما همگى از يك نژاد ، طبيعت و عنصر هستيد و هيچ تفاوتى ميان شرقى و غربى ، عرب و عجم ، سياه و سفيد ، مرد و زن و . . . نيست . مسئلهء زن و مرد مسأله‌اى كلى است كه تمام نژادها را فرا مىگيرد و به نژاد خاصّى منحصر نمىشود . خدا مىگويد : « و از هرچيزى جفتى بيافريده‌ايم ، باشد كه عبرت گيريد » . « 1 » هدف از آفريدن اين جفت مشخص است و آن عبارت است از : حفظ نوع و نيز خداوند بدان سبب براى انسان جفتى از جنس خودش آفريد كه هريك با ديگرى آرام گيرد و اطمينان پيدا كند و ميان آن دو ، رابطهء دوستى و مهربانى برقرار شود .
فَلَمَّا تَغَشَّاها حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ .
تغشاها : نزديكى كرد شوهر با زن . ضمير مستتر در « تغشّا » به شوهر برمىگردد و ضمير « ها » به زن . « مرت به » : مدّتى با اين بار سر كرد ، آن را نينداخت ، سنگين شد و هنگامهء زاييدن فرا رسيد . در اين وقت ، هركدام از پدر و مادر به خداى سبحان روى آورد و در پيشگاه او زارى كرد كه فرزندى صالح ، يعنى فرزندى كه هم از لحاظ خلقت و هم از لحاظ اخلاق كامل باشد برايشان روزى كند و اگر خواستهء آنها را اجابت كند ، آنها نيز به بهترين وجه ، از پس سپاس اين نعمت
هامش
( 1 ) . ذاريات ( 51 ) آيهء 49 .