واژگان
حاضِرَةَ الْبَحْرِ :
كنار دريا .
يَعْدُونَ
: از حكم خدا تجاوز مىكردند .
شُرَّعاً
: بر روى آب آشكار مىشدند .
المعذرة و العذر : هردو يك معنا دارند : عذر ، پوزش .
بئيس : سخت .
عتوّ : سركش .
خاسئين : كوچك و مطرود .
اعراب
« شُرَّعاً »
حال از « حيتان » .
« مَعْذِرَةً »
خبر براى مبتداى محذوف ، يعنى « موعظتنا معذرة » .
« بَئِيسٍ »
صفت براى « عذاب » .
تفسير
وَ سْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كانَتْ حاضِرَةَ الْبَحْرِ .
اين خطاب متوجّه حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله است .
« الْقَرْيَةِ »
بنابر حذف مضاف و تقديرش : « اهل القرية » است . ضمير « هم » در
« وَ سْئَلْهُمْ »
به يهوديان مدينه كه معاصر با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بودند برمىگردد ؛ زيرا اين آيه در مدينه براى رويارويى با يهود نازل شد ؛ اما به اين سورهء مكّى پيوست داده شد تا سخن دربارهء يهود كامل گردد . خداى سبحان نام قريه را بيان نكرده است .
برخى گفتهاند : اين قريه در كنار درياى سرخ بوده است . درهرصورت ، قريهء مزبور براى يهوديانى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از آنها دربارهء آن پرسيد ، شناخته شده بود . امّا عامل اين پرسش دو چيز است :