واژگان
السبط : فرزند فرزند ، خواه مرد باشد خواه زن . سبط غالبا براى فرزند دختر به كار مىرود ، در مقابل حفيد كه براى فرزند پسر به كار مىرود .
قَطَّعْناهُمُ
: آنان را به پارهها و گروههايى تقسيم كرديم
الاستسقاء : درخواست آب .
الانبجاس : منفجر شدن .
الْمَنَّ
: يك نوع مادّهء سفيد كه از آسمان فرود مىآيد .
السَّلْوى
: پرندهاى كه به بلدرچين شباهت دارد .
اعراب
« اثْنَتَيْ عَشْرَةَ »
مفعول دوم براى « قطّعنا » ؛ زيرا در اينجا به معناى « صيّرنا » است .
تميز [ معدود ] آن محذوف است ، يعنى « اثنتى عشرة فرقة » و به همين دليل ،
« عَشْرَةَ »
مؤنّث آورده شده است .
« أَسْباطاً »
بدل از
« اثْنَتَيْ عَشْرَةَ »
است نه تميز ؛ زيرا « أسباط » جمع است ، درحالىكه تميز عدد مركب ، مفرد مىآيد .
« أُمَماً »
صفت براى « اسباط » .
« أَنِ اضْرِبْ »
به معناى « اي » ؛ زيرا مابعد
« أَنِ »
يعنى
« اضْرِبْ »
تفسير
« أَوْحَيْنا »
ست .
« حِطَّةٌ »
خبر مبتداى محذوف كه در تقدير : « أمرنا حطّة » است .
« نَغْفِرْ »
مجزوم ؛ زيرا جواب امر است كه عبارت باشد از :
« قُولُوا »
و
« ادْخُلُوا »
.
تفسير
وَ قَطَّعْناهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْباطاً أُمَماً ؛
بنى اسرائيل را به دوازده گروه تقسيم كرديم ، و هر گروه به يك سبط از سبطهاى دوازدهگانهء يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم منتسب مىشد ؛ زيرا وى دوازده فرزند داشت و هركدام داراى نسلى بود .