تحقير كرد و گفت : آنچه را رسالتت را ثابت مىكند بياور . ازاينرو ، موسى عليه السّلام عصايش را انداخت كه ناگهان به اژدهايى تبديل شد . سپس دستش را در جيب پيراهنش كرد و آن را بيرون آورد ، نورى از آن درخشيد كه چشمان هر بينندهاى را خيره مىكرد . موسى گندمگون بود .
اطرافيان و مشاوران فرعون گفتند : اين مرد جادوگرى ماهر است . فرعون جادوگران را براى مبارزه با موسى گرد آورد . آنها پيش از آنكه به بازىهاى خود بپردازند ، به فرعون گفتند : اگر ما بر موسى پيروز شديم ، آيا پاداشى هم داريم ؟ فرعون گفت : هم پاداش داريد و هم از مقرّبان دربارم خواهيد شد . جادوگران ريسمانها و عصاهايشان را روى زمين انداختند و به نظر تماشاچيان چنين آمد كه آنها مارهايى هستند كه حركت مىكنند . موسى هم عصايش را انداخت . به ناگاه ديدند كه همهء جادوهايشان را مىبلعد . ازاينرو ، جادوگران تسليم شدند و به رسالت موسى عليه السّلام ايمان آوردند . فرعون آنها را به عذاب و شكنجه تهديد كرد . امّا آنان اعتنايى نكردند و بر ايمان خود پايدار ماندند . در برخى از روايات آمده است كه فرعون تهديد خويش را دربارهء اين جادوگران عملى ساخت و روند طبيعى داستان نيز همين نظريه را تأييد مىكند .
فرعون انواع شكنجهها را بر موسى و همراهانش وارد مىكرد و به آن شدّت مىبخشيد . لكن موسى همچنان به دعوت خود به سوى خدا ادامه مىداد و هيچچيز او را از اين كار بازنمىداشت . بنى اسرائيل به فرياد آمدند و به موسى گفتند : هم پيش از آمدنت آزار ديديم و هم پس از آمدنت . ازاينرو ، موسى عليه السّلام آنان را امر به شكيبايى كرد و به آنان وعدهء پيروزى داد .
خداوند با قحطى و تنگدستى ، فرعونيان را مجازات كرد و بارانهايى بر آنان فرستاد كه كشتها و ميوههايشان را از بين برد و نيز ملخهايى كه كشتهاى برجاى مانده از سيل را خوردند و شپشهايى كه بدنهاى آنها را رنج مىدادند و قورباغههايى
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 574
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٥٧٤