قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيمٌ .
آرى ، اين حجت فرد ناتوان است كه بيگناهان را متهم مىسازد و كرامت پاكان را به خود نسبت مىدهد .
آنگاه اشراف قوم فرعون گفتند :
يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ ؛
يعنى موسى عليه السّلام مىخواهد حكومت و سلطنت را از دست آنها بگيرد . وقتى فرعون اين سخن را شنيد ، گفت :
فَما ذا تَأْمُرُونَ ؛
وقتى قضيه از اين قرار است ، پس چه صلاح مىدانيد ؟
قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ ؛
موسى و برادرش را نگهدار ؛ لكن به قتل نرسان ؛ زيرا اگر اين كار را بكنى ، افكار عمومى به خشم خواهد آمد و تو و سلطنتت را مورد تهديد و خطر قرار خواهد داد .
وَ أَرْسِلْ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ .
« مدائن » جمع مدينه و
« حاشِرِينَ »
به معناى پليس است
يَأْتُوكَ بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ .
مورخان مىگويند : در عصر فراعنه ، سرزمين مصر پر از جادوگران بوده است . كاهنان اديان و نگهبانان خدايان كسانى بودند كه جادوگرى مىكردند . عقّاد در كتاب ابليس ، بخش « تمدّن مصرى » مىگويد :
« فراعنه خود به جادو پناه مىبردند تا بر ارواح پنهان غلبه كنند . از بقاياى داستانهاى جادوگرى ، گزيدهاى در دسترس ماست كه باستانشناسان آنرا گزينش نكردهاند ، بلكه آن را از لابهلاى ويرانهها و حفريات به دست آوردند و تمام اينها از كارهاى جادوگرى در مجازات اشرار حكايت مىكنند . آنها جادو را به چند دسته تقسيم مىكردند : برخى از اين جادوها ، چيزهايى بود كه از آنها براى غالب شدن خداى خير بر خداى شر كمك مىگرفتند و برخى ديگر ، كارهايى بود كه از آنها براى غالب شدن شيطان بزرگ بر شيطانهاى كوچك يارى مىگرفتند » .
گسترش جادوگرى در دوران فرعون براى ما معجزهء عصاى موسى عليه السّلام را توجيه و اين اصل را تأييد مىكند كه مىگويد : معجزهء هر پيامبرى از نوع آنچه در