دانا . ( 109 )
مىخواهد شما را از سرزمينتان بيرون كند ، چه مىفرمايى ؟ ( 110 )
گفتند : او و برادرش را نگه دار و كسان به شهرها بفرست . ( 111 )
تا همهء جادوگران دانا را نزد تو بياورند . ( 112 )
واژگان
ظلموا بها : انكار كردند آن را .
حقيق : سزاوار است .
النّزع : بيرون كردن چيز از جايش .
تأمرون : در اينجا يعنى اشاره مىكنيد .
أرجأ الشىء : به تأخير انداخت آنرا .
مدائن : مدائن و مدن جمع مدينه : شهر .
حاشرين : يعنى مأموران ، جادوگران را بر ضدّ موسى عليه السّلام گرد آورند .
اعراب
« كَيْفَ »
خبر مقدم براى
« كانَ »
و
« عاقِبَةُ »
اسم آن و جمله مفعول « انظر » .
« حَقِيقٌ »
مبتدا و
« عَلى »
متعلق به آن . مصدر ريخته شده از
« أَنْ لا أَقُولَ »
خبر مبتدا و يا فاعل
« حَقِيقٌ »
و جانشين خبر و تقديرش اين است : « حقيق علىّ قول الحق على اللّه » .
« فَإِذا »
براى مفاجات [ ناگهانى ]
« فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ »
مبتدا و خبر .
« فَما ذا تَأْمُرُونَ »
جايز است « ما » مبتدا و « ذا » موصول و خبر آن باشد و نيز جايز است كه « ماذا » ، يك كلمه و منصوب به نزع خافض و مفعول دوم براى
« تَأْمُرُونَ »
و در تقدير : « باىّ شىء تأمروننى » باشد .
« أَرْجِهْ »
در اصل ، ارجئه با همزه و يا أرجيه با ياء بوده ؛ زيرا هر دو وجه در آن جايز است . در صورتىكه با ياء باشد ، حذف آن بر طبق اصل است و بر فرض اينكه همزه باشد ، حذف آن از باب الحاق همزه به ياء و يا به سبب تخفيف است .
« وَ أَخاهُ »
مفعول معه .
« حاشِرِينَ »
مفعول به براى
« أَرْسِلْ »
.