تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
« مكر كننده » وصف مىكند ؛ زيرا او مكر مكركنندگان را باطل مىكند و همچنين خود را با عنوان « شكركننده » ؛ زيرا او به شكركنندگان پاداش مىدهد و نيز خود را « توّاب » ؛ چون توبهء توبه‌كنندگان را مىپذيرد . امّا اين‌كه آنان با واژهء « زيانكاران » وصف شده‌اند ، بدان سبب است كه آنها بر اثر دشمنى با خدا خود را گرفتار زيان ساختند .
أَ وَ لَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ أَهْلِها أَنْ لَوْ نَشاءُ أَصَبْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ ؛
يعنى همين مشركانى كه اكنون وارث زمين شده‌اند ، بازماندهء كسانى هستند كه ما آنها را به سبب گناهانشان هلاك كرديم ، درحالىكه آنها از اين مشركان به مراتب نيرومندتر بودند . آيا براى اين مشركان آشكار نشده است كه ما همان توانى را كه به پيشينيان آنها داشتيم ، به آنها نيز داريم ؛ يعنى اگر بخواهيم آنان را عذاب مىكنيم ، چنان‌كه پيشينيان آنها را عذاب كرديم ؟ زيرا سنت خدا در مورد تمام آفريده‌هايش يكسان است . هدف از اين مبالغه در اندرز و هشدار آن است كه انسان مراقب نفس خود باشد و از آن غفلت نكند و از ديگران عبرت گيرد و مظاهر توخالى ، او را فريب ندهد . لكن « اين آيات و هشدارها قومى را كه ايمان نمىآورند سود نمىكند » . « 1 »
وَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ .
در اين‌باره ، در آيهء 7 از سورهء بقره ، ج 1 سخن گفته شد .
هامش
( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 101 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 566 | محمد جواد مغنية