پروردگارتان وحى نازل شده است تا شما را بترساند ، تعجب مىكنيد ؟ به ياد آريد آن زمان را كه شما را جانشين قوم نوح ساخت و به جسم فزونى داد . پس نعمتهاى خدا را به ياد آوريد . باشد كه رستگار گرديد . ( 69 )
گفتند : آيا نزد ما آمدهاى تا تنها اللّه را بپرستيم و آنچه را پدرانمان مىپرستيدند رها كنيم ؟ اگر راست مىگويى آنچه را به ما وعده مىدهى بياور . ( 70 )
گفت : عذاب و خشم پروردگارتان حتما بر شما نازل خواهد شد . آيا دربارهء اين بتهايى كه خود و پدرانتان بدين نامها ناميدهايد و خدا هيچ دليلى بر آنها نازل نساخته است ، با من ستيزه مىكنيد ؟ به انتظار بمانيد من هم با شما به انتظار مىمانم . ( 71 )
هود و همراهانش را به پايمردى رحمت خويش رهانيديم و كسانى را كه آيات ما را تكذيب كردند و ايمان نياورده بودند از ريشه بركنديم . ( 72 )
تفسير
در تفسير المنار به نقل از اسحاق بن بشر و ابن عساكر آمده است : « هود نخستين كسى بود كه به زبان عربى سخن گفت او را چهار فرزند بود : قحطان ، مقحط ، قاحط و فالغ ، و همو پدر قبيلهء مضر است ؛ اما قحطان پدر عربهاى يمن است و قاحط و مقحط اولاد ندارند » .
مفسران مىگويند : قوم هود از نسل نوح بودند و از دين او پيروى مىكردند . وقتى آنها مدّت زيادى زندگى كردند ، شيطان آنها را فريب داد و در نتيجه ، بتپرست شدند و در زمين فساد كردند . در تفسير طبرى آمده است كه حضرت على عليه السّلام به فردى از ساكنان حضرموت فرمود : آيا تو آن تپّهء ريگ قرمز را كه با پاره كلوخهاى قرمز مخلوط است و درختان اراك و سدر دارد ، در فلان ناحيهء حضرموت ديدهاى ؟ آن مرد گفت :
بله ، يا امير مؤمنان ! به خدا سوگند تو آن را به گونهاى وصف مىكنى كه گويى آن را ديدهاى . امام فرمود : من نديدم ؛ لكن برايم تعريف كردهاند . آن مرد پرسيد : چگونه جايى است آنجا ؟ امام فرمود : قبر هود عليه السّلام در آنجاست .