اگر اين خبر درست باشد بايد تابلويى كه روى قبر امام على عليه السّلام [ در نجف اشرف ] آويزان است برداشته شود ؛ زيرا در آن آمده است : « السلام عليك و على جاريك هود و صالح ؛ سلام بر تو و بر دو همسايهات : هود و صالح » . مگر آنكه در اينجا مقصود ، همسايگى در آخرت باشد نه در دنيا و يا اينكه جسد هود پس از وفات امام عليه السّلام به جوار آن حضرت منتقل شده باشد .
آياتى كه در داستان هود نازل شده با آياتى كه در داستان نوح نازل شدهاند هم از لحاظ لفظ هماهنگى دارند و هم از لحاظ معنا ، جز در مواردى كه در زير بدانها اشاره مىكنيم :
1 . نوح به قوم خود گفت : « من از عذاب روز بزرگ بر شما بيمناكم » . امّا هود به قومش گفت : « چرا نمىپرهيزيد ؟ » اين اختلاف بدان سبب است كه پيش از نوح در جهان ، همانند آن عذاب ، يعنى طوفان نازل نشده بود و قوم هود اين موضوع را مىدانست . ازاينرو ، هود آنان را بيم داد و به آنها امر كرد كه با ترك شرك و اعتراف به وحدانيت خدا از او بپرهيزند .
2 . قوم نوح به او گفتند : « ما تو را در گمراهى آشكار مىبينيم » اما قوم هود به وى گفتند : « مىبينيم كه به بىخردى گرفتار شدهاى و پنداريم كه از دروغگويان باشى » .
اختلاف اين دو تعبير بدانسبب است كه نوح كشتى مىساخت ، درحالىكه نه دريايى وجود داشت و نه رودخانهاى و اين كار در ظاهر نشاندهندهء نادانى و گمراهى است .
امّا هود ، چنين كارى نكرد و تنها قومش را به سبب اينكه بتها را مىپرستيدند ، افرادى بىخرد دانست و قوم او نيز با وى مقابله به مثل كردند و او را به بىخردى نسبت دادند .
3 . نوح به قومش گفت : « شايد مورد رحمت قرار گيريد » . هود به قومش گفت :
« باشد كه رستگار گرديد » . هدف نوح از « رحمت » دفع عذاب از قومش و منظور هود از « رستگارى » هدايت به راه راست بود . البتّه ، هر دو مقصود وابسته به يكديگرند و يكى از ديگرى جدا نيست .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 539
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٥٣٩