كشتن ، شكنجه و تبعيد آنان و نيز اعلان جنگ و تجهيز سپاه ، اين دين را نابود سازند .
لكن خداوند در نهايت ، مسلمانان را بر دشمنان خود و آنان پيروز گردانيد و آنها پس از ذلّت ، عزيز و پس از محكوم بودن ، حاكم شدند و هيچ نعمتى بزرگتر از آزادى و پيروزى بر دشمن نيست . خداوند پس از آنكه اين نعمت آشكار را به مسلمانان يادآورى مىكند ، خطاب به آنان چنين مىگويد :
وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ .
مؤمنان بايد بر خدا متكّى باشند ، نه بر نيرويشان . منظور آن است كه خداوند مىگويد ، من بدان جهت به شما اين نيرو را دادم كه آن را در راه احقاق حقّ بهكار گيريد ، نه براى زنده كردن باطل ، و در گسترش امنيّت و عدالت بهكار گيريد ، نه براى بهرهكشى از مستضعفان و توطئه بر ضد آنان و سلطهگرى بر آنها ؛ چنانكه مشركان قبلا با شما چنين كردند و نيز آنگونه كه بسيارى از مردم چنين مىكنند . آنان هنگامى طالب عدالتند كه ضعيف باشند ؛ لكن وقتى قدرت پيدا مىكنند از آن روى برمىگردانند . انسان باايمان ، زمانى كه نيرومند است ، به مراتب بيش از آن وقتى كه ناتوان مىباشد از خدا مىترسد و او را سپاس مىگزارد و يا دستكم در هر دو حالت يكسان است . امّا انسانى كه تنها به زبان ايمان آورده و ايمان در قلبش نفوذ نكرده ، كاملا برعكس مؤمن است : « چون به كشتى سوار شدند ، خدا را بااخلاص در دين او خواندند و چون نجاتشان داد و به خشكى آورد ، شرك آوردند » . « 1 »
هامش
( 1 ) . عنكبوت ( 29 ) آيهء 65 .