و بدان عمل كند و نيز بر كسى اطلاق مىكند كه از او اميد مىرود در صورت تشريح احكام براى وى ، به آنها آگاهى پيدا كند و از آنها سود ببرد . مراد از « قوم يعلمون » در اين جا نوع دوم است ؛ يعنى كسانى كه از بيان احكام زينت و پاكيزگىها و . . . بهرهمند مىشوند و با شناخت حكم خدا ، عالمان دينى مىشوند و براى اثبات حلال و حرام خداوند سبحان به آيات او استدلال مىكنند .
پس از آنكه خداوند سبحان كسى را كه زينت و چيزهاى پاكيزه را حرام مىكند ، سرزنش كرد ، محرمات اصلى را بيان فرموده است كه عبارتند از :
1 .
قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ .
شرح اين آيه در هنگام تفسير آيهء 151 از سورهء انعام ، در بخش ده فرمان و در شمارهء 4 بيان شد .
2 .
وَ الْإِثْمَ
مراد از اثم هر سخن و يا عملى است كه با آن معصيت خدا انجام شود . عطف « اثم » بر « فواحش » از باب عطف عام بر خاص است ؛ نظير آيهء :
« كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ » .
« 1 »
3 .
وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ .
بغى ، يعنى ستم . در حديث است : « اگر كوهى بر كوهى ستم كند ، خداوند آن را كه ستمگر است هموار مىكند » . امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : « كسى كه شمشير ستم را بركشد با همان شمشير كشته خواهد شد » .
4 .
وَ أَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً .
بالاتر از شرك و كفر گناهى وجود ندارد . شرك ضدّ توحيد است كه در اين سخن خداى تعالى خلاصه مىشود :
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ؛
همانند او چيزى نيست » . در اينباره در وصيّتهاى دهگانه در تفسير آيهء 153 از سورهء انعام ، مطالبى بيان شد .
5 .
وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ .
از مصاديق اين آيه ، همان چيزى است كه مردم دوران جاهليت مىگفتند و در آيهء 28 از سورهء اعراف بدان اشاره شد :
« وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها »
هيچ پستى زشتتر از سخن بدون
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 163 .