تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦

اعراب

« عِنْدَ »
ظرف است براى
« خُذُوا »
.
« كُلِّ »
[ مجرور است ] به حذف مضاف است در تقدير : « قصد كلّ مسجد » است .
« مَنْ حَرَّمَ »
مبتدا و خبر .
« الطَّيِّباتِ »
عطف بر
« زِينَةَ »
.
« هِيَ »
مبتدا و
« لِلَّذِينَ »
متعلق به محذوف ، خبر مبتدا و تقدير آن بدين‌ترتيب است : « هى مستقرّة للّذين آمنوا » .
« خالِصَةً »
حال از ضمير در خبر محذوف كه عبارت است از « مستقرة » . و نيز ممكن است
« خالِصَةً »
مرفوع خوانده شود ، بنابراين كه خبر براى
« هِيَ »
باشد .
« لِلَّذِينَ آمَنُوا »
متعلق به
« خالِصَةً »
.
« ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ »
بدل از
« الْفَواحِشَ »
.

تفسير

يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ .
مفسران گفته‌اند : مردم دوران جاهليت ، چه زن و چه مرد ، برهنه در اطراف خانهء خدا طواف مىكردند و در ايّام حج روغن نمىخوردند و همچنين غذا نمىخوردند ، مگر به‌اندازه‌اى كه توان خود را حفظ كنند و اين كار را به سبب بزرگ‌داشت حج انجام مىدادند . لذا اين آيه نازل شد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : پس از اين سال ، هيچ مشركى حج نكند و هيچ برهنه‌اى پيرامون خانهء كعبه نگردد و سخن او در هنگام حج به مردم اعلام شد . يكى از حكاياتى كه در اين‌باره نقل شده اين است كه زن زيبايى از عرب ، لباس خود را بيرون آورد و دست خود را روى شرمگاهش گذارد و به طواف [ خانهء كعبه ] پرداخت . وقتى نگاه‌هاى مردم به سوى او جلب شد ، درحالىكه طواف مىكرد ، اين شعر را سرود :
اليوم يبدو بعضه او كلّه * و ما بدا منه فلا احلّه جهم من الجهم عظيم ظلّه * كم من لبيب عقله يضلّه و ناظر ينظر ما يملّه ؛
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 496 | محمد جواد مغنية