تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
خويش از برگ‌هاى بهشت پرداختند . پروردگارشان ندا داد : آيا شما را از آن درخت منع نكرده بودم و نگفته بودم كه شيطان آشكارا دشمن شماست . ( 22 ) گفتند : اى پروردگار ما ! به خود ستم كرديم و اگر ما را نيامرزى و بر ما رحمت نياورى هرآينه از زيان‌ديدگان خواهيم بود . ( 23 ) گفت : فرو شويد ، برخى دشمن برخى ديگر ، و تا روز قيامت زمين ، قرارگاه و جاى بهره‌ورى شما خواهد بود . ( 24 ) گفت : در آن‌جا زندگى خواهيد كرد و در آن‌جا خواهيد مرد و از آن بيرونتان آورند . ( 25 )

واژگان

الوسوسة : صداى مخفى . در اين‌جا مراد از آن ، چيزهاى زيان‌آورى است كه در ذهن انسان خطور مىكنند . ورى الشىء : آن‌چيز پوشانده شد . السوءة : آنچه به نظر انسان زشت آيد و مراد از آن در اين‌جا شرمگاه انسان است ؛ زيرا آشكار شدن آن به نظر او زشت مىآيد . قاسمهما : براى آن دو سوگند ياد كرد . دلّاهما : استنزلّهما : پايين آوردشان . الغرور : فريب به‌وسيلهء باطل . طفقا : آغاز كردند ، شروع كردند . يخصفان : آن دو ، برگى را روى برگى مىچسباندند . از اين سخن عرب‌ها گرفته شده است كه مىگويند : « خصف الإسكافى النعل ؛ گفشگر كفش را دوخت » .

اعراب

« فَتَكُونا »
ممكن است به جزم خوانده شود ، بنابراين كه عطف باشد بر
« لا تَقْرَبا »
و ممكن است منصوب به « أن » باشد كه پس از فا در تقدير است . مصدر ريخته شده از