تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
سنگين و در پيشگاه خداوند از زمرهء رستگاران و خوبان است ؛ در غير اين‌صورت ، از كسانى خواهد بود كه ترازوى اعمالشان سبك است و از جملهء ستمكارانى به‌شمار مىرود كه با عذاب سوزان ، خويش را دچار زيان كرده‌اند . به بيانى ديگر هرچيزى در اين جهان اصول و قواعدى دارد ، خواه اين چيز دانش باشد ، خواه ادبيات ، خواه هنر و . . . و با همين اصول از چيزهاى ديگر جدا و حتّى مرغوب از نامرغوب تشخيص داده مىشود . اين اصول و قواعد را ميزان ، قياس ، روش و داور مىنامند . همچنين ، حساب در روز قيامت نيز براى خود ، اصول و قواعدى دارد كه قرآن واژهء ميزان و صراط را در مورد آن به كار برده است . اين اصول و قواعد و يا ميزان اعمال و اهداف مردم عبارت است از : امر و نهى خداوند . بر اين اساس ، امر و نهى خداوند در محاكمهء انسان در فرداى قيامت ، نقش فقه و قانون در محاكمهء مدّعىعليه در دنيا را دارد .
فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ .
آنان كسانى هستند كه اعمالشان بر اساس اوامر و نواهى قرآن سنجيده شده و در نتيجه ، كامل و به قدر كافى هستند .
فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ؛
آنها رستگارند زيرا در صحنهء آزمايش نلغزيدند .
وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ .
آنان كسانى هستند كه ميان اعمال آنها و احكام و تعاليم خداوند تضاد و فاصلهء زيادى وجود داشته است .
فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما كانُوا بِآياتِنا يَظْلِمُونَ .
بسيارى از مفسران گفته‌اند : مراد از ظلم در اين‌جا كفر است ؛ لكن درست آن است كه مراد از ظلم ، تكذيب آيات خدا به‌طور مطلق مىباشد چنان‌كه از ظاهر آيه برمىآيد ، خواه اين آيات بر وحدانيت خدا دلالت كند ، خواه بر رسالت پيامبرانش ، يا بر قيامت و يا بر حلال و حرام او .
وَ لَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ .
خداوند پس از آن‌كه به مشركان با اين سخن خود دستور داد :
« اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ »
و نيز با جملهء
« وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها » ،
آنها را از عذاب دنيا و با جملهء
« فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ